Skip to main content
Global

5.4: انعطاف پذیری و قیمت گذاری

  • Page ID
    213017
  • \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)

    \( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)

    \( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    ( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)

    \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)

    \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)

    \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)

    \( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)

    \( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)

    \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)
    اهداف یادگیری

    در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:

    • تجزیه و تحلیل چگونگی تأثیر کشش قیمت بر درآمد
    • ارزیابی کنید که چگونه کشش می تواند باعث تغییر در تقاضا و عرضه شود
    • پیش بینی کنید که چگونه اثرات بلند مدت و کوتاه مدت کشش بر تعادل تاثیر می گذارد
    • توضیح دهید که چگونه کشش تقاضا و عرضه میزان بروز مالیات بر خریداران و فروشندگان را تعیین می کند

    بررسی کششها به چند دلیل مفید است و قیمتگذاری از مهمترین آنها است. بیایید بررسی کنیم که چگونه کشش مربوط به درآمد و قیمت گذاری، هم در بلند مدت و هم در کوتاه مدت است. اول، بیایید به کشش برخی از کالاها و خدمات مشترک نگاه کنیم.

    جدول 5.2 مجموعه ای از کشش های تقاضا برای کالاها و خدمات مختلف را نشان می دهد که از مطالعات مختلف اقتصاددانان به منظور افزایش کشش ذکر شده است.

    محصولات و خدمات کشش قیمت
    مسکن 0.12
    سفر هوایی ترانس آتلانتیک (کلاس اکونومی) 0.12
    حمل و نقل ریلی (ساعت شلوغی) 0.15
    رده: برق ۰٫۲۰
    تاکسی ۰٫۲۲
    بنزین ۰٫۳۵
    سفر هوایی فراآتلانتیک (درجه یک) ۰٫۴۰
    شراب ۰٫۵۵
    گوشت گاو ۰٫۵۹
    سفر هوایی ترانس آتلانتیک (کلاس بیزنس) ۰٫۶۲
    آشپزخانه و لوازم خانگی ۰٫۶۳
    تلویزیون کابلی (پایه روستایی) ۰٫۶۹
    مرغ ۰٫۶۴
    نوشابه ۰٫۷۰
    آبجو ۰٫۸۰
    وسیله نقلیه جدید ۰٫۸۷
    حمل و نقل ریلی (خارج از اوج) 1.00
    کامپیوتر ۱٫۴۴
    تلویزیون کابلی (عمومی شهری) ۱٫۵۱
    تلویزیون کابلی (حق بیمه) ۱٫۷۷
    وعده های غذایی رستوران ۲٫۲۷
    جدول 5.2 برخی از کششهای منتخب تقاضا

    توجه داشته باشید که تقاضا برای وسایل ضروری مانند مسکن و برق غیرقابل انعطاف است، در حالی که اقلامی که ضروری نیستند مانند وعده های غذایی رستوران بیشتر به قیمت حساس هستند. اگر قیمت یک وعده غذایی رستوران 10٪ افزایش یابد، مقدار مورد نیاز 22.7٪ کاهش می یابد. افزایش 10 درصدی قیمت مسکن تنها باعث کاهش جزئی 1.2 درصدی در مقدار مسکن مورد نیاز خواهد شد.

    آن را پیوند دهید

    این مقاله را برای نمونه ای از کشش قیمت که ممکن است شما را تحت تاثیر قرار دهد، بخوانید.

    آیا افزایش قیمت باعث درآمد بیشتر می شود؟

    تصور کنید که یک گروه در تور در یک عرصه داخلی با 15,000 صندلی بازی می کند. برای ساده نگه داشتن این مثال، فرض کنید که گروه تمام پول حاصل از فروش بلیط را نگه می دارد. علاوه بر این فرض کنید که گروه هزینه های ظاهر خود را پرداخت می کند، اما این هزینه ها، مانند سفر و راه اندازی صحنه، صرف نظر از تعداد افرادی که در مخاطب هستند، یکسان است. در نهایت، فرض کنید که تمام بلیط ها قیمت یکسانی دارند. (همان بینش اعمال می شود اگر قیمت بلیط برای برخی از صندلی ها گران تر از دیگران باشد، اما محاسبات پیچیده تر می شود.) گروه می داند که با منحنی تقاضای شیب رو به پایین روبرو است. یعنی اگر باند قیمت بلیط را افزایش دهد، صندلی های کمتری می فروشد. گروه چگونه باید قیمت بلیط را تنظیم کند تا بیشترین درآمد کل را ایجاد کند، که در این مثال، به دلیل ثابت بودن هزینه ها، به معنای بالاترین سود برای گروه نیز خواهد بود؟ آیا گروه باید بلیط های بیشتری را با قیمت پایین تر یا بلیط های کمتری با قیمت بالاتر بفروشد؟

    مفهوم کلیدی در تفکر در مورد جمع آوری بیشترین درآمد، کشش قیمتی تقاضا است. درآمد کل قیمت برابر تعداد بلیط های فروخته شده است. تصور کنید که گروه شروع به فکر کردن در مورد یک قیمت خاص می کند، که منجر به فروش مقدار مشخصی بلیط می شود. سه احتمال در جدول 5.3 آمده است. اگر تقاضا در آن سطح قیمت انعطاف پذیر باشد، باند باید قیمت را کاهش دهد، زیرا درصد کاهش قیمت منجر به افزایش درصد حتی بیشتر در مقدار فروخته شده می شود - بنابراین درآمد کل را افزایش می دهد. با این حال، اگر تقاضا در آن سطح مقدار اولیه غیر کشسان باشد، باند باید قیمت بلیط را افزایش دهد، زیرا درصد معینی افزایش قیمت منجر به کاهش درصد کمتری در مقدار فروخته شده خواهد شد و درآمد کل افزایش خواهد یافت. اگر تقاضا دارای کشش واحد در آن مقدار باشد، آنگاه درصد تغییر برابر در مقدار، درصد تغییر متوسط در قیمت را جبران می کند - بنابراین باند درآمد مشابهی کسب خواهد کرد، چه (به طور متوسط) قیمت بلیط را افزایش دهد یا کاهش دهد.

    اگر تقاضا باشد. پس. بنابراین.
    الاستیک ٪تغییر در Qd>٪تغییر در P٪تغییر در Qd>٪تغییر در P یک درصد افزایش داده شده در P با درصد کاهش بیشتر Q جبران می شود، به طوری که درآمد کل (P × Q) کاهش می یابد.
    واحد ٪تغییر در Qd=٪تغییر در P٪تغییر در Qd=٪تغییر در P یک درصد افزایش در P دقیقاً با درصد سقوط Q جبران می شود، به طوری که درآمد کل (P × Q) بدون تغییر باقی می ماند.
    غیر کشسان ٪تغییر در Qd<٪تغییر در P٪تغییر در Qd<٪تغییر در P یک درصد افزایش در P باعث کاهش درصد کمتری در Q خواهد شد به طوری که درآمد کل (P × Q) افزایش می یابد.
    جدول 5.3 آیا باند با تغییر قیمت بلیط درآمد بیشتری کسب می کند؟

    اگر باند به کاهش قیمت ادامه دهد، زیرا تقاضا الاستیک است، تا زمانی که به سطحی برسد که تمام 15,000 صندلی موجود در عرصه موجود را بفروشد، چه می شود؟ اگر تقاضا در این مقدار باقی بماند، گروه ممکن است سعی کند به یک عرصه بزرگتر حرکت کند، به طوری که می تواند قیمت بلیط را بیشتر کاهش دهد و درصد بیشتری را در تعداد بلیط های فروخته شده مشاهده کند. با این حال، اگر عرصه 15000 صندلی همه چیز در دسترس باشد یا اگر یک عرصه بزرگتر به طور قابل توجهی به هزینه ها اضافه شود، این گزینه ممکن است کار نکند.

    برعکس، چند باند آنقدر مشهور هستند، یا چنین پیروی های متعصبانه ای دارند، که تقاضا برای بلیط ممکن است تا نقطه ای که عرصه پر است، غیرقابل انعطاف باشد. این گروه ها می توانند، در صورت تمایل، قیمت بلیط را افزایش دهند. از قضا، برخی از محبوب ترین گروه ها می توانند با تنظیم قیمت ها به قدری بالا که عرصه پر نیست، درآمد بیشتری کسب کنند - اما کسانی که بلیط ها را خریداری می کنند باید قیمت های بسیار بالایی بپردازند. با این حال، گروه ها گاهی اوقات تصمیم می گیرند بلیط ها را با قیمت کمتر از حداکثر مطلق که ممکن است بتوانند شارژ کنند، اغلب به این امید که طرفداران احساس خوشحالی کنند و هزینه بیشتری را صرف ضبط، تی شرت و سایر لوازم کنند.

    آیا شرکت ها می توانند هزینه ها را به مصرف کنندگان منتقل کنند؟

    اکثر کسب و کارها برای یافتن راه هایی برای تولید با هزینه کمتر، به عنوان راهی برای رسیدن به هدف خود برای کسب سود بیشتر، با تلاش روزانه روبرو هستند. با این حال، در برخی موارد، قیمت یک ورودی کلیدی که شرکت هیچ کنترلی بر آن ندارد ممکن است افزایش یابد. به عنوان مثال، بسیاری از شرکت های شیمیایی از نفت به عنوان یک ورودی کلیدی استفاده می کنند، اما آنها هیچ کنترلی بر قیمت نفت خام در بازار جهانی ندارند. کافی شاپ ها از قهوه به عنوان یک ورودی کلیدی استفاده می کنند، اما هیچ کنترلی بر قیمت قهوه در بازار جهانی ندارند. اگر هزینه یک ورودی کلیدی افزایش یابد، آیا شرکت می تواند این هزینه های بالاتر را در قالب قیمت های بالاتر به مصرف کنندگان منتقل کند؟ برعکس، اگر روش های جدید و ارزان تر تولید اختراع شود، آیا شرکت می تواند منافع را در قالب سود بالاتر حفظ کند یا بازار آنها را تحت فشار قرار می دهد تا سود را در قالب قیمت های پایین تر به مصرف کنندگان منتقل کند؟ کشش قیمتی تقاضا نقش کلیدی در پاسخ به این سوالات دارد.

    تصور کنید که به عنوان یک مصرف کننده محصولات دارویی قانونی، شما یک داستان روزنامه را بخوانید که یک پیشرفت تکنولوژیکی در تولید آسپرین رخ داده است، به طوری که هر کارخانه آسپیرین اکنون می تواند آسپرین ارزان تر تولید کند. این کشف برای شما چه معنایی دارد؟ شکل 5.8 دو احتمال را نشان می دهد. در شکل 5.8 (a)، منحنی تقاضا بسیار غیر کشسان است. در این مورد، یک پیشرفت تکنولوژیکی که عرضه را به سمت راست تغییر می دهد، از S 0 به S 1، به طوری که تعادل از E 0 به E 1 تغییر می کند، قیمت قابل ملاحظه ای پایین تر برای محصول با تاثیر نسبتا کمی بر مقدار فروخته شده ایجاد می کند. در شکل 5.8 (b)، منحنی تقاضا بسیار الاستیک است. در این مورد، پیشرفت تکنولوژیکی منجر به مقدار بسیار بیشتری می شود که در بازار بسیار نزدیک به قیمت اصلی فروخته می شود. مصرف کنندگان بیشتر سود می برند، به طور کلی، زمانی که منحنی تقاضا غیر کشسان تر است، زیرا تغییر در عرضه منجر به قیمت بسیار پایین تر برای مصرف کنندگان می شود.

    دو نمودار منحنی تقاضای بسیار کشسان (در سمت چپ) و منحنی تقاضای بسیار غیر کشسان (در سمت راست) را نشان می‌دهند.
    شکل 5.8 انتقال صرفه جویی در هزینه به مصرف کنندگان سود صرفه جویی در هزینه باعث می شود که عرضه از S 0 به S 1 به سمت راست تغییر کند. یعنی در هر قیمت معین، شرکت ها مایل به عرضه مقدار بیشتری خواهند بود. اگر تقاضا غیر کشسان باشد، مانند (a)، نتیجه این بهبود تکنولوژیکی صرفه جویی در هزینه، قیمت های قابل ملاحظه ای پایین تر خواهد بود. اگر تقاضا کشسان باشد، مانند (ب)، نتیجه فقط قیمتهای اندکی پایینتر خواهد بود. مصرف کنندگان در هر دو مورد، از مقدار بیشتر با قیمت پایین تر سود می برند، اما سود بیشتر است زمانی که تقاضا غیر کشسان است، مانند (a).

    تولید کنندگان آسپرین ممکن است در اینجا خود را در یک اتصال تند و زننده پیدا کنند. وضعیت در شکل 5.8، با تقاضای بسیار غیر کشسان، به این معنی است که یک اختراع جدید ممکن است باعث کاهش چشمگیر قیمت شود در حالی که مقدار کمی تغییر می کند. در نتیجه، فناوری جدید تولید می تواند منجر به کاهش درآمدی شود که شرکت ها از فروش آسپرین به دست می آورند. با این حال، اگر رقابت شدید بین تولید کنندگان آسپرین وجود داشته باشد، هر تولید کننده ممکن است انتخاب کمی داشته باشد، اما برای جستجو و اجرای هر پیشرفتی که به آن اجازه می دهد هزینه های تولید را کاهش دهد. پس از همه، اگر یک شرکت تصمیم بگیرد که چنین تکنولوژی صرفه جویی در هزینه را اجرا نکند، شرکت های دیگر می توانند آنها را از کسب و کار خارج کنند.

    از آنجا که تقاضا برای مواد غذایی به طور کلی غیر انعطاف پذیر است، کشاورزان اغلب ممکن است با وضعیت در شکل 5.8 (a) مواجه شوند. به عبارت دیگر، افزایش تولید منجر به کاهش شدید قیمت می شود که در واقع می تواند کل درآمد کشاورزان را کاهش دهد. برعکس، آب و هوای نامناسب یا شرایط دیگری که باعث ایجاد یک سال وحشتناک برای تولید مزرعه می شود، می تواند قیمت ها را به شدت افزایش دهد تا درآمد کل که کشاورز دریافت می کند افزایش یابد. جعبه Clear It Up در مورد چگونگی ارتباط این مسائل با قهوه بحث می کند.

    پاک کردن آن

    قیمت قهوه چگونه تغییر می کند؟

    قهوه یک محصول بین المللی است. پنج کشور برتر صادرکننده قهوه برزیل، ویتنام، کلمبیا، اندونزی و اتیوپی هستند. در این کشورها و کشورهای دیگر، 20 میلیون خانواده به عنوان منبع اصلی درآمد خود به فروش دانه های قهوه وابسته هستند. این خانواده ها در معرض خطر بزرگی هستند، زیرا قیمت جهانی قهوه بالا و پایین می رود. به عنوان مثال، در سال 1993، قیمت جهانی قهوه حدود 50 سنت به ازای هر پوند بود. در سال 1995 این رقم چهار برابر بیشتر بود و به ازای هر پوند 2 دلار بود. تا سال 1997 به نصف کاهش یافت و به 1.00 دلار در هر پوند رسید. در سال 1998 آن را به 2 دلار در هر پوند افزایش داد. در سال 2001 این رقم به 46 سنت در هر پوند کاهش یافت. در اوایل سال 2011 به حدود 2.31 دلار در هر پوند افزایش یافت. در پایان سال 2012، قیمت به حدود 1.31 دلار در هر پوند کاهش یافت. از آن زمان، قیمت قهوه همچنان در حال نوسان است.

    دلیل این نوسانات قیمت در ترکیبی از تقاضای غیر کشسان و تغییرات در عرضه نهفته است. کشش تقاضای قهوه تنها حدود ۰٫۳ است؛ یعنی افزایش ۱۰ درصدی قیمت قهوه منجر به کاهش حدود ۳ درصدی در مقدار قهوه مصرفی می‌شود. هنگامی که یک یخبندان بزرگ در محصول قهوه برزیل در سال 1994 رخ داد، عرضه قهوه با منحنی تقاضای غیر ارتجاعی به سمت چپ حرکت کرد و منجر به افزایش قیمت ها شد. برعکس، هنگامی که ویتنام در اواخر دهه 1990 به عنوان یک تولید کننده بزرگ قهوه وارد بازار جهانی شد، منحنی عرضه به سمت راست حرکت کرد. با منحنی تقاضای بسیار غیر کشسان، قیمت قهوه به طرز چشمگیری کاهش یافت. شکل 5.8 (a) این وضعیت را نشان می دهد.

    کشش همچنین نشان می دهد که آیا شرکت ها می توانند هزینه های بالاتری را که به مصرف کنندگان تحمیل می کنند، منتقل کنند. مواد اعتیاد آور، که تقاضا برای آنها غیر قابل انعطاف است، محصولاتی هستند که تولید کنندگان می توانند هزینه های بیشتری را به مصرف کنندگان منتقل کنند. به عنوان مثال، تقاضا برای سیگار در میان سیگاری های معمولی که تا حدودی معتاد هستند، نسبتا غیر قابل انعطاف است. تحقیقات اقتصادی نشان می دهد که افزایش قیمت سیگار توسط 10٪ منجر به کاهش حدود 3٪ در مقدار سیگار که بزرگسالان سیگار می کشند، بنابراین کشش تقاضا برای سیگار 0.3 است. اگر جامعه مالیات بر شرکت های تولید کننده سیگار را افزایش دهد، مانند شکل 5.9 (a)، منحنی عرضه از S 0 به S 1 تغییر می کند. با این حال، همانطور که تعادل از E 0 به E 1 حرکت می کند، دولت ها عمدتا این مالیات ها را به شکل قیمت های بالاتر به مصرف کنندگان منتقل می کنند. این مالیات های بالاتر بر سیگار درآمد مالیاتی را برای دولت افزایش می دهد، اما آنها تاثیر زیادی بر مقدار سیگار کشیدن ندارند.

    اگر هدف کاهش میزان تقاضای سیگار باشد، باید با تغییر این تقاضای غیر ارتجاعی به سمت چپ، شاید با برنامه های عمومی برای جلوگیری از استفاده از سیگار یا کمک به مردم برای ترک آن، به آن دست یابیم. به عنوان مثال، کمپین های تبلیغاتی ضد سیگار توانایی کاهش سیگار کشیدن را نشان داده اند. با این حال، اگر تقاضای سیگار انعطاف پذیر تر بود، همانطور که در شکل 5.9 (b)، افزایش مالیات که عرضه را از S 0 به S 1 و تعادل از E 0 به E 1 تغییر می دهد، مقدار سیگار را به میزان قابل توجهی کاهش می دهد. سیگار کشیدن جوانان به نظر می رسد انعطاف پذیری بیشتری نسبت به سیگار کشیدن بزرگسالان داشته باشد - یعنی مقدار سیگار کشیدن جوانان در پاسخ به درصد معینی افزایش قیمت، درصد بیشتری نسبت به مقدار سیگار کشیدن بزرگسالان کاهش می یابد.

    این دو نمودار نشان می دهد که چگونه تغییر عرضه بر قیمت و کمیت تأثیر می گذارد. شکل (a) نشان می دهد که چگونه عرضه تغییر می کند زمانی که تقاضا غیر کشسان است و شکل (b) نشان می دهد که چگونه عرضه تغییر می کند زمانی که تقاضا الاستیک است.
    شکل 5.9 انتقال هزینه های بالاتر به مصرف کنندگان هزینه های بالاتر، مانند مالیات بالاتر بر شرکت های سیگار به عنوان مثال ما در متن، منجر به تغییر عرضه به سمت چپ. این تغییر در (a) و (b) یکسان است. با این حال، در (الف)، جایی که تقاضا غیر کشسان است، شرکت ها تا حد زیادی می توانند افزایش هزینه را در قالب قیمت های بالاتر، بدون کاهش مقدار تعادل، به مصرف کنندگان منتقل کنند. در (ب)، تقاضا کشسان است، بنابراین تغییر در عرضه در درجه اول به یک مقدار تعادل پایین تر منجر می شود. مصرف کنندگان در هر دو مورد سود نمی برند، اما در (الف)، آنها قیمت بالاتری را برای همان مقدار پرداخت می کنند، در حالی که در (ب)، آنها باید مقدار کمتری را خریداری کنند (و احتمالا نیاز به تغییر مصرف خود به جای دیگر).

    کشش و بروز مالیات

    مثال مالیات سیگار نشان داد که به دلیل عدم کشش تقاضا، مالیات در کاهش مقدار تعادل سیگار موثر نیست و عمدتا به شکل قیمت های بالاتر به مصرف کنندگان منتقل می شود. تجزیه و تحلیل یا نحوه تقسیم بار مالیاتی بین مصرف کنندگان و تولید کنندگان، بروز مالیات نامیده می شود. به طور معمول، بروز مالیات، یا بار، هم بر دوش مصرف کنندگان و هم تولیدکنندگان کالای مشمول مالیات قرار می گیرد. با این حال، اگر بخواهیم پیش بینی کنیم کدام گروه بیشترین بار را تحمل می کند، تنها کاری که باید انجام دهیم بررسی کشش تقاضا و عرضه است. در مثال توتون و تنباکو، بار مالیاتی بر روی غیر قابل انعطاف ترین بخش بازار قرار می گیرد.

    اگر تقاضا غیر کشسان تر از عرضه باشد، مصرف کنندگان بیشتر بار مالیاتی را تحمل می کنند و اگر عرضه نسبت به تقاضا غیرکشسان تر باشد، فروشندگان بیشترین بار مالیاتی را متحمل می شوند.

    شهود برای این ساده است. هنگامی که تقاضا غیرقابل انعطاف است، مصرف کنندگان به تغییرات قیمت پاسخ نمی دهند و مقدار تقاضا شده تنها زمانی که مالیات اعمال می شود، کاهش می یابد. در مورد سیگار کشیدن، تقاضا غیر کشسان است زیرا مصرف کنندگان به محصول معتاد هستند. پس از آن دولت می تواند بار مالیاتی را در قالب قیمت های بالاتر به مصرف کنندگان منتقل کند، بدون اینکه مقدار تعادل کاهش زیادی داشته باشد.

    به طور مشابه، هنگامی که یک دولت مالیاتی را در یک بازار با عرضه غیر ارتجاعی، مانند، هتل های ساحلی معرفی می کند، و فروشندگان هیچ جایگزینی برای پذیرش قیمت های پایین تر برای کسب و کار خود ندارند، مالیات تا حد زیادی بر مقدار تعادل تاثیر نمی گذارد. بار مالیاتی اکنون به فروشندگان منتقل می شود. اگر عرضه انعطاف پذیر بود و فروشندگان امکان سازماندهی مجدد کسب و کار خود را برای جلوگیری از عرضه کالاهای مالیاتی داشتند، بار مالیاتی بر فروشندگان بسیار کمتر بود. این مالیات منجر به مقدار بسیار کمتری فروخته می شود به جای قیمت های پایین تر دریافت شده. شکل 5.10 این رابطه بین بروز مالیات و کشش تقاضا و عرضه را نشان می دهد.

    این نمودار دو تصویر را نشان می دهد که نشان دهنده رابطه بین کشش و بروز مالیات است. تصویر (الف) وضعیتی را نشان می‌دهد که وقتی تقاضا کشسان و عرضه غیرکشسان است رخ می‌دهد: بروز مالیات برای مصرف‌کنندگان کمتر است. تصویر (ب) وضعیتی را نشان میدهد که وقتی تقاضا غیرکشسان و عرضه کشسان است، رخ میدهد: نرخ مالیات بر تولیدکنندگان کمتر است.
    شکل 5.10 کشش و بروز مالیات مالیات غیر مستقیم یک گوه بین قیمت پرداخت شده توسط مصرف کنندگان (Pc) و قیمت دریافت شده توسط تولید کنندگان (Pp) ایجاد می کند. فاصله عمودی بین Pc و Pp مقدار مالیات بر واحد است. Pe قیمت تعادل قبل از معرفی مالیات است. (a) هنگامی که تقاضا انعطاف پذیرتر از عرضه باشد، میزان مالیات بر مصرف کنندگان Pc — Pe کمتر از نرخ مالیات تولید کنندگان Pc - Pp است. (ب) هنگامی که عرضه انعطاف پذیرتر از تقاضا باشد، میزان مالیات بر مصرف کنندگان Pc — Pe بزرگتر از مالیات تولید کنندگان Pc - Pp است. هر چه منحنیهای عرضه و تقاضا کشدارتر باشند، درآمد مالیاتی نیز کمتر خواهد بود.

    در شکل 5.10 (a)، عرضه غیر کشسان است و تقاضا الاستیک است، مانند مثال هتل های ساحلی. در حالی که مصرف کنندگان ممکن است گزینه های تعطیلات دیگری داشته باشند، فروشندگان نمی توانند به راحتی کسب و کار خود را حرکت دهند. با معرفی مالیات، دولت اساسا یک گوه بین قیمت پرداخت شده توسط مصرف کنندگان Pc و قیمت دریافت شده توسط تولید کنندگان Pp ایجاد می کند. به عبارت دیگر، از کل قیمت پرداخت شده توسط مصرف کنندگان، بخشی توسط فروشندگان حفظ می شود و بخشی نیز به صورت مالیات به دولت پرداخت می شود. فاصله بین Pc و Pp نرخ مالیات است. قیمت بازار جدید Pc است، اما فروشندگان فقط Pp را به ازای هر واحد فروخته شده دریافت می کنند، زیرا Pp-Pp را به دولت پرداخت می کنند. از آنجا که ما می توانیم مالیات را به عنوان افزایش هزینه های تولید مشاهده کنیم، این نیز می تواند با تغییر منحنی عرضه به سمت چپ نشان داده شود، جایی که منحنی عرضه جدید تقاضا را در مقدار جدید Qt متوقف می کند. برای سادگی، شکل 5.10 تغییر در منحنی عرضه را حذف می کند.

    درآمد مالیاتی توسط منطقه سایه دار داده می شود، که ما با ضرب مالیات بر هر واحد در کل مقدار فروخته شده Qt به دست می آوریم. بروز مالیات بر مصرف کنندگان با تفاوت بین قیمت پرداخت شده Pc و قیمت تعادل اولیه Pe داده می شود. بروز مالیات بر فروشندگان با تفاوت بین قیمت تعادل اولیه Pe و قیمتی که پس از معرفی مالیات دریافت می کنند، داده می شود. در شکل 5.10 (a)، بار مالیاتی به طور نامتناسبی بر فروشندگان می افتد و بخش بیشتری از درآمد مالیاتی (منطقه سایه دار) به دلیل قیمت پایین تر دریافت شده توسط فروشندگان نسبت به قیمت های بالاتر پرداخت شده توسط خریداران است. شکل 5.10 (ب) نمونه ای از مالیات غیر مستقیم دخانیات را توصیف می کند که در آن عرضه انعطاف پذیرتر از تقاضا است. نرخ مالیات در حال حاضر به طور نامتناسبی برای مصرف کنندگان کاهش می یابد، همانطور که با تفاوت زیادی بین قیمتی که پرداخت می کنند، Pc و قیمت تعادل اولیه، Pc نشان داده شده است. فروشندگان قیمت کمتری نسبت به قبل از مالیات دریافت می‌کنند، اما این تفاوت بسیار کوچکتر از تغییر قیمت مصرف‌کنندگان است. از این تجزیه و تحلیل همچنین می توان پیش بینی کرد که آیا مالیات احتمالاً درآمد زیادی ایجاد می کند یا خیر. هرچه منحنی تقاضا کشدارتر باشد، احتمال اینکه مصرف‌کنندگان به جای پرداخت قیمت‌های بالاتر، کمیت را کاهش دهند، بیشتر است. هرچه منحنی عرضه کشسان تر باشد، احتمال اینکه فروشندگان به جای گرفتن قیمت های پایین تر، مقدار فروخته شده را کاهش دهند، بیشتر است. در یک بازار که تقاضا و عرضه بسیار انعطاف پذیر هستند، اعمال مالیات غیر مستقیم درآمد کمتری ایجاد می کند.

    برخی بر این باورند که مالیات غیر مستقیم عمدتا به صنایع خاصی که هدف قرار می دهند آسیب می رساند. به عنوان مثال، مالیات مالیات غیر مستقیم تجهیزات پزشکی، که در سال 2013 اجرا شد، بحث برانگیز است زیرا می تواند سودآوری صنعت را به تأخیر بیندازد و بنابراین مانع راه اندازی و نوآوری پزشکی شود. این مالیات در اواخر سال 2019 لغو شد. با این حال، اینکه بار مالیاتی بیشتر بر دوش صنعت تجهیزات پزشکی باشد یا به بیماران بستگی دارد، صرفاً به کشش تقاضا و عرضه بستگی دارد.

    تاثیر بلند مدت در مقابل کوتاه مدت

    کشش ها اغلب در کوتاه مدت کمتر از بلند مدت است. در سمت تقاضای بازار، گاهی اوقات تغییر Qd در کوتاه مدت دشوار است، اما در بلند مدت آسان تر است. مصرف انرژی یک مثال واضح است. در کوتاه مدت، ایجاد تغییرات اساسی در مصرف انرژی برای فرد آسان نیست. شاید بتوانید گاهی اوقات برای کار با اتومبیل کار کنید یا اگر هزینه انرژی افزایش یابد، ترموستات خانه خود را چند درجه تنظیم کنید، اما این در مورد همه چیز است. با این حال، در دراز مدت می توانید خودرویی را خریداری کنید که مایل های بیشتری به گالن داشته باشد، شغلی را انتخاب کنید که به محل زندگی شما نزدیکتر باشد، لوازم خانگی کم مصرف تری بخرید یا عایق بیشتری در خانه خود نصب کنید. در نتیجه، کشش تقاضا برای انرژی در کوتاه مدت تا حدودی غیر کشسان است، اما در بلند مدت بسیار کشسان تر است.

    شکل 5.11 یک مثال، تقریبا بر اساس تجربه تاریخی، برای پاسخ Qd به تغییرات قیمت است. در سال ۱۹۷۳ قیمت نفت خام ۱۲ دلار در هر بشکه بود و کل مصرف در اقتصاد آمریکا ۱۷ میلیون بشکه در روز بود. در آن سال، کشورهای عضو سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) صادرات نفت به آمریکا را به مدت شش ماه قطع کردند، زیرا اعضای عرب اوپک با حمایت آمریکا از اسرائیل مخالف بودند. اوپک تا سال ۱۹۷۵ صادرات خود را به سطح قبلی خود بازنگشت؛ سیاستی که میتوانیم آن را به عنوان تغییر منحنی عرضه به سمت چپ در بازار نفت آمریکا تفسیر کنیم. شکل 5.11 (a) و شکل 5.11 (b) همان نقطه تعادل اصلی و همان تغییر یکسان یک منحنی عرضه به سمت چپ از S 0 به S 1 را نشان می دهد.

    دو نمودار که منحنی تقاضای غیر کشسان را نشان می دهند به این معنی است که تغییر در عرضه عمدتا بر قیمت تأثیر می گذارد و منحنی تقاضای الاستیک به این معنی است که تغییر در عرضه عمدتا بر کمیت تأثیر می گذارد.
    شکل 5.11 چگونه یک تغییر در عرضه می تواند قیمت یا مقدار را تحت تاثیر قرار دهد تقاطع (E 0) بین منحنی تقاضا D و منحنی عرضه S 0 در هر دو (a) و (b) یکسان است. تغییر عرضه به سمت چپ از S 0 به S 1 در هر دو (a) و (b) یکسان است. تعادل جدید (E 1) قیمت بالاتر و مقدار کمتری نسبت به تعادل اصلی (E 0) در هر دو (a) و (b) دارد. با این حال، شکل منحنی تقاضا D در (a) و (b) متفاوت است، در (b) الاستیک تر از (a) است. در نتیجه، تغییر در عرضه میتواند یا به یک تعادل جدید با قیمت بسیار بالاتر و مقدار کمی کمتر، مانند (الف)، با تقاضای غیر کشسان تر، یا به یک تعادل جدید با افزایش اندک قیمت و کاهش نسبتاً بیشتر در مقدار، مانند (ب)، با تقاضای کشسان تر منجر شود.

    شکل 5.11 (a) تقاضای غیر کشسان برای نفت را در کوتاه مدت مشابه آنچه در سال 1973 برای ایالات متحده وجود داشت، نشان می دهد. در شکل 5.11 (a)، تعادل جدید (E 1) با قیمت 25 دلار در هر بشکه رخ می دهد، تقریبا دو برابر قیمت قبل از شوک اوپک و مقدار تعادل 16 میلیون بشکه در روز. شکل 5.11 (ب) نشان می دهد که اگر تقاضای ایالات متحده برای نفت انعطاف پذیرتر بود، نتیجه ای که در دراز مدت محتمل تر بود، چه می شد. این تعادل جایگزین (E 1) منجر به افزایش قیمت کمتر تا 14 دلار در هر بشکه و کاهش بیشتر مقدار تعادل به 13 میلیون بشکه در روز می شد. به عنوان مثال، در سال 1983، مصرف نفت ایالات متحده 15.3 میلیون بشکه در روز بود که کمتر از 1973 یا 1975 بود. مصرف نفت ایالات متحده کاهش یافته است حتی اگر اقتصاد ایالات متحده در سال 1983 حدود یک چهارم بزرگتر از 1973 بود. دلیل اصلی برای مقدار کمتر این بود که قیمت های بالاتر انرژی باعث تلاش های حفاظتی شد و پس از یک دهه عایق بندی خانه، اتومبیل های کارآمد تر، لوازم و ماشین آلات کارآمد تر و سایر گزینه های صرفه جویی در مصرف سوخت، منحنی تقاضا برای انرژی انعطاف پذیرتر شده بود.

    در بخش عرضه بازارها، تولید کنندگان کالا و خدمات به طور معمول گسترش تولید در بلند مدت چند سال را آسان تر می کنند تا در کوتاه مدت چند ماه. پس از همه، در کوتاه مدت ساخت یک کارخانه جدید، استخدام بسیاری از کارگران جدید یا باز کردن فروشگاه های جدید می تواند پرهزینه یا دشوار باشد. با این حال، در طول چند سال، همه اینها امکان پذیر است.

    در اکثر بازارهای کالا و خدمات، قیمت ها در کوتاه مدت بیش از مقادیر بالا و پایین می روند، اما مقادیر اغلب در بلند مدت بیشتر از قیمت ها حرکت می کنند. دلیل اصلی این الگو این است که عرضه و تقاضا اغلب در کوتاه مدت غیر کشسان هستند، به طوری که تغییر در تقاضا یا عرضه می تواند باعث تغییر نسبتا بیشتر در قیمت ها شود. با این حال، از آنجا که عرضه و تقاضا در بلند مدت انعطاف پذیرتر هستند، حرکات بلند مدت قیمت ها خاموش تر است، در حالی که مقدار آن در بلند مدت راحت تر تنظیم می شود.


    This page titled 5.4: انعطاف پذیری و قیمت گذاری is shared under a CC BY 4.0 license and was authored, remixed, and/or curated by OpenStax via source content that was edited to the style and standards of the LibreTexts platform.