20.1: مقدمه ای بر تجارت بین المللی
- Page ID
- 212873
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)
\( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)
\( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)
\( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)
\( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)
\( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)
\( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)
\( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)اهداف فصل
در این فصل، شما در مورد:
- مزیت مطلق و نسبی
- چه اتفاقی می افتد زمانی که یک کشور دارای مزیت مطلق در تمام کالاها
- تجارت درون صنعتی بین اقتصادهای مشابه
- مزایای کاهش موانع تجارت بین المللی
آن را به خانه بیاورید
فقط آیفون کیست؟
آیفون یک محصول جهانی است. اپل اجزای آیفون را تولید نمی کند و آنها را مونتاژ نمی کند. مونتاژ توسط Foxconn Corporation، یک شرکت تایوانی، در کارخانه های خود در چین و هند انجام می شود. اما، سامسونگ، شرکت الکترونیک و رقیب اپل، در واقع بسیاری از قطعات را که یک آیفون را تشکیل می دهند، تامین می کند. در مدل های قبلی، قطعات سامسونگ تا 26 درصد از کل هزینه های تولید را تشکیل می دادند. و در نسخه های اخیر، سامسونگ نمایشگرها و دوربین ها را تولید می کند. از برخی جهات، سامسونگ هم بزرگترین تامین کننده و هم بزرگترین رقیب اپل است. چرا این دو شرکت برای تولید آیفون با هم همکاری می کنند؟ برای درک منطق اقتصادی پشت تجارت بین المللی، شما باید همانطور که این شرکت ها انجام می دهند، قبول کنید که تجارت در مورد مبادله سودمند متقابل است. سامسونگ یکی از بزرگترین تامین کنندگان قطعات الکترونیکی در جهان است. اپل به سامسونگ اجازه می دهد تا بر روی ساخت بهترین قطعات تمرکز کند، که به اپل اجازه می دهد تا بر روی قدرت خود تمرکز کند - طراحی محصولات زیبا که آسان برای استفاده هستند. اگر هر شرکت (و با گسترش هر کشور) بر آنچه که به بهترین وجه انجام می دهد تمرکز کند، از طریق تجارت برای همه سود حاصل خواهد شد.
ما در یک بازار جهانی زندگی می کنیم. غذای روی میز شما ممکن است شامل میوه تازه از شیلی، پنیر از فرانسه و آب بطری از اسکاتلند باشد. تلفن بی سیم شما ممکن است در تایوان یا کره ساخته شده باشد. لباس هایی که می پوشید ممکن است در ایتالیا طراحی شده و در چین تولید شود. اسباب بازی هایی که به یک کودک می دهید ممکن است از هند آمده باشد. خودرویی که رانندگی می کنید ممکن است از ژاپن، آلمان یا کره باشد. بنزین موجود در مخزن ممکن است از نفت خام عربستان سعودی، مکزیک یا نیجریه تصفیه شود. به عنوان یک کارگر، اگر شغل شما مربوط به کشاورزی، ماشین آلات، هواپیما، اتومبیل، ابزار علمی یا بسیاری از صنایع مرتبط با فناوری باشد، شانس خوبی است که بخش قابل توجهی از فروش کارفرمای شما - و در نتیجه پولی که حقوق شما را پرداخت می کند - از فروش صادرات حاصل می شود. همه ما با تجارت بین المللی مرتبط هستیم و حجم این تجارت در چند دهه گذشته به طرز چشمگیری افزایش یافته است.
اولین موج جهانی شدن در قرن نوزدهم آغاز شد و تا آغاز جنگ جهانی اول ادامه یافت. در این مدت صادرات جهانی به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی جهانی از کمتر از ۱٪ تولید ناخالص داخلی در سال ۱۸۲۰ به ۹٪ تولید ناخالص داخلی در سال ۱۹۱۳ افزایش یافت. همانطور که پل کروگمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، از دانشگاه پرینستون در سال 1995 نوشت:
این یک غرور اواخر قرن بیستم است که ما اقتصاد جهانی را همین دیروز اختراع کردیم. در واقع، بازارهای جهانی در نیمه دوم قرن نوزدهم به درجه قابل توجهی از ادغام دست یافتند. در واقع، اگر بخواهیم تاریخ مشخصی را برای آغاز یک اقتصاد جهانی واقعی تعیین کنیم، می توان سال 1869 را انتخاب کرد، سالی که در آن کانال سوئز و راه آهن اتحادیه اقیانوس آرام تکمیل شد. در آستانه جنگ جهانی اول، کشتی های بخار و راه آهن بازارهایی را برای کالاهای استاندارد مانند گندم و پشم ایجاد کرده بودند که در دسترس آنها کاملاً جهانی بود. حتی جریان جهانی اطلاعات بهتر از ناظران مدرن بود که بر فناوری الکترونیکی متمرکز بودند و تمایل به درک آن داشتند: اولین کابل تلگراف زیردریایی در زیر اقیانوس اطلس در سال 1858 قرار گرفت و تا سال 1900 تمام مناطق اقتصادی عمده جهان می توانستند به طور موثر ارتباط برقرار کنند.
این موج اول جهانی شدن در اوایل قرن بیستم متوقف شد. جنگ جهانی اول بسیاری از ارتباطات اقتصادی را قطع کرد. در طول رکود بزرگ دهه 1930، بسیاری از کشورها به اشتباه سعی کردند اقتصاد خود را با کاهش تجارت خارجی با دیگران اصلاح کنند. جنگ جهانی دوم مانع تجارت بین المللی شد. جریان جهانی کالا و سرمایه مالی تنها پس از جنگ جهانی دوم به آرامی بازسازی شد. تا اوایل دهه 1980 بود که نیروهای اقتصادی جهانی دوباره به همان اندازه مهم شدند، نسبت به اندازه اقتصاد جهانی، همانطور که قبل از جنگ جهانی اول بودند.


