Skip to main content
Global

7.2: ورود نسبتاً اخیر رشد اقتصادی

  • Page ID
    212792
  • \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)

    \( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)

    \( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    ( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)

    \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)

    \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)

    \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)

    \( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)

    \( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)

    \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)
    اهداف یادگیری

    در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:

    • توضیح شرایطی که اجازه رشد اقتصادی مدرن در دو قرن گذشته را داده است
    • تجزیه و تحلیل تاثیر سیاست های عمومی بر رشد اقتصادی بلند مدت اقتصاد

    بیایید با یک مرور کلی از الگوهای رشد اقتصادی چشمگیر در سراسر جهان در دو قرن گذشته شروع کنیم. ما معمولاً از این دوره به عنوان دوره رشد اقتصادی مدرن یاد می کنیم. (بعدا در فصل ما در مورد نرخ رشد اقتصادی پایین تر و برخی از عناصر کلیدی برای پیشرفت اقتصادی بحث خواهیم کرد.) رشد سریع و پایدار اقتصادی یک تجربه نسبتا جدید برای نژاد بشر است. قبل از دو قرن گذشته، اگرچه حاکمان، اشراف و فاتحان می توانستند برخی از اسراف ها را تحمل کنند و گرچه اقتصاد بالاتر از سطح معیشت بود، استاندارد زندگی افراد متوسط قرن ها تغییر زیادی نکرده بود.

    تغییرات اقتصادی و نهادی مترقی، قدرتمند در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم تأثیر قابل توجهی گذاشت. به گفته مورخ اقتصادی هلندی Jan Luiten van Zanden، جوامع مبتنی بر برده داری، جمعیت شناسی مطلوب، مسیرهای تجارت جهانی و موسسات تجاری استاندارد که با امپراتوری های مختلف گسترش یافته اند، زمینه را برای موفقیت انقلاب صنعتی فراهم می کنند. انقلاب صنعتی به استفاده گسترده از ماشین آلات قدرت محور و تغییرات اقتصادی و اجتماعی اشاره دارد که منجر به نیمه اول دهه 1800 شد. ماشین های هوشمند - موتور بخار، ماشین آلات قدرت و لوکوموتیو بخار - وظایفی را انجام می دادند که در غیر این صورت تعداد زیادی از کارگران را انجام می دادند. انقلاب صنعتی در بریتانیا آغاز شد و به زودی به ایالات متحده، آلمان و سایر کشورها گسترش یافت.

    مشاغل مردم عادی که با این ماشین ها کار می کردند اغلب با استانداردهای مدرن کثیف و خطرناک بود، اما مشاغل جایگزین آن زمان در کشاورزی دهقانی و صنعت روستاهای کوچک نیز اغلب کثیف و خطرناک بودند. مشاغل جدید انقلاب صنعتی به طور معمول دستمزد بالاتر و فرصتی برای تحرک اجتماعی ارائه می داد. یک چرخه خود تقویت کننده آغاز شد: اختراعات و سرمایه گذاری های جدید سود ایجاد می کنند، سود ها بودجه ای را برای سرمایه گذاری و اختراعات جدید فراهم می کنند و سرمایه گذاری ها و اختراعات فرصت هایی را برای سود بیشتر فراهم می کنند. به آرامی، گروهی از اقتصادهای ملی در اروپا و آمریکای شمالی از قرن ها رکود به دوره ای از رشد سریع مدرن تبدیل شدند. در طول دو قرن گذشته، متوسط نرخ رشد سرانه تولید ناخالص داخلی در کشورهای صنعتی پیشرو حدود 2٪ در سال بوده است. زمان قبل از آن چگونه بود؟ برای پاسخ، ویژگی Clear It Up زیر را بخوانید.

    پاک کردن آن

    شرایط اقتصادی قبل از سال 1870 چگونه بود؟

    آنگوس مدیسون (Angus Maddison)، مورخ اقتصادی کمی، سیستماتیک ترین تحقیق را در مورد درآمد ملی قبل از سال 1870 رهبری کرد. اقتصاددانان اخیراً روشهای او را برای جمع آوری تخمین سرانه تولید ناخالص داخلی از سال 1 CE تا 1348 تصحیح و استفاده کرده اند. جدول 7.1 یک نقطه مقابل مهم برای بسیاری از روایت در این فصل است. این نشان می دهد که ملت ها می توانند کاهش یابد و همچنین افزایش یابد. طیف گسترده ای از نیروها، مانند بیماری های همه گیر، بلایای طبیعی و مرتبط با آب و هوا، ناتوانی در اداره امپراتوری های بزرگ و سرعت بسیار آهسته پیشرفت تکنولوژیکی و نهادی، کاهش درآمد را توضیح می دهد. نهادها سنت ها و قوانینی هستند که مردم در یک جامعه موافقت می کنند که رفتار کنند و خود را اداره کنند. چنین موسساتی شامل ازدواج، مذهب، آموزش و پرورش و قوانین حکومتی است. پیشرفت نهادی عبارت است از توسعه و تدوین این نهادها برای تقویت نظم اجتماعی و در نتیجه رشد اقتصادی.

    یک نمونه از چنین نهادی مگنا کارتا (منشور بزرگ) است که اشراف انگلیسی شاه جان را مجبور به امضای آن در سال 1215 کردند. مگنا کارتا اصول دادرسی عادلانه را مدون کرد، که به موجب آن یک انسان آزاد نمی تواند مجازات شود مگر اینکه همسالان او قضاوت قانونی علیه او انجام دهند. ایالات متحده در قانون اساسی خود بعداً این مفهوم را تصویب کرد. این نظم اجتماعی ممکن است به تولید ناخالص داخلی سرانه انگلستان در سال 1348 کمک کرده باشد، که پس از شمال ایتالیا دوم بود.

    در مطالعه رشد اقتصادی، چارچوب نهادی یک کشور نقش مهمی ایفا می کند. جدول 7.1 همچنین برابری نسبی جهانی را برای تقریبا 1300 سال نشان می دهد. پس از این، ما شروع به دیدن واگرایی قابل توجهی در درآمد (نه در جدول).

    سال ایتالیای شمالی اسپانيا انگليس هلند بیزانس عراق مصر ژاپن
    ۱ ۸۰۰ دلار ۶۰۰ دلار ۶۰۰ دلار ۶۰۰ دلار ۷۰۰ دلار ۷۰۰ دلار ۷۰۰ دلار -
    ۷۳۰ - - - - - ۹۲۰ دلار ۷۳۰ دلار ۴۰۲ دلار
    ۱۰۰۰ - - - - ۶۰۰ دلار $820 ۶۰۰ دلار -
    ۱۱۵۰ - - - - ۵۸۰ دلار ۶۸۰ دلار 660 دلار 520 دلار
    ۱۲۸۰ - - - - - - $670 $527
    ۱۳۰۰ $۱٬۵۸۸ ۸۶۴ دلار ۸۹۲ دلار - - - 610 دلار -
    ۱۳۴۸ ۱٬۴۸۶ دلار ۹۰۷ دلار ۹۱۹ دلار - - - - -
    جدول 7.1 برآورد تولید ناخالص داخلی سرانه در دلار بین المللی فعلی از 1 تا 1348 (منبع: بولت و ون زندن. «اولین به روز رسانی پروژه Maddison. برآورد مجدد رشد قبل از 1820. "2013)

    یکی دیگر از حقایق شگفت انگیز و کمتر گزارش شده، سطح بالای درآمد در مقایسه با سایر درآمد در آن زمان است که توسط امپراتوری اسلامی خلافت عباسی به دست آمده است - که در عراق امروزی در 730 میلادی تاسیس شد، امپراتوری در اوج خود، مناطق وسیعی از خاورمیانه، شمال آفریقا و اسپانیا را تا زمان کاهش تدریجی آن در طول 200 سال گسترش داد.

    انقلاب صنعتی منجر به افزایش نابرابری در میان ملت ها شد. برخی از اقتصادها رشد کردند، در حالی که برخی دیگر، مانند بسیاری از اقتصادهای آفریقا یا آسیا، نزدیک به استاندارد زندگی باقی ماندند. محاسبات کلی نشان می دهد که 17 کشور جهان با پیشرفته ترین اقتصادهای جهان به طور متوسط 2.4 برابر سرانه تولید ناخالص داخلی فقیرترین اقتصادهای جهان در سال 1870 داشته اند. تا سال ۱۹۶۰، اقتصادهای توسعه یافته ۴٫۲ برابر سرانه تولید ناخالص داخلی فقیرترین اقتصادها داشتند.

    با این حال، تا اواسط قرن بیستم، برخی از کشورها نشان داده بودند که رسیدن به آن امکان پذیر است. رشد اقتصادی ژاپن در دهه های 1960 و 1970 با نرخ رشد سرانه تولید ناخالص داخلی واقعی به طور متوسط 11 درصد در سال در طول این دهه ها افزایش یافت. برخی از کشورهای آمریکای لاتین نیز در دهه 1960 رونق رشد اقتصادی را تجربه کردند. به عنوان مثال، در برزیل، تولید ناخالص داخلی سرانه با نرخ متوسط سالانه 11.1 درصد از 1968 تا 1973 افزایش یافته است. در دهه 1970، برخی از اقتصادهای آسیای شرقی، از جمله کره جنوبی، تایلند و تایوان، شاهد رشد سریع بودند. در این کشورها نرخ رشد ۱۱٪ تا ۱۲٪ در سال در سرانه تولید ناخالص داخلی غیر معمول نبود. اخیرا، چین، با جمعیت آن نزدیک به 1.4 میلیارد نفر، با نرخ سرانه 9٪ در سال از 1984 به 2000 رشد کرد و هنوز هم به طور متوسط نرخ رشد بالا (بیش از 5٪ امروز). هند، با جمعیت 1.4 میلیارد نفری، نشانه های امیدوار کننده ای از رشد اقتصادی را نشان داده است، با رشد سرانه تولید ناخالص داخلی در حدود 4٪ در سال در طول دهه 1990 و صعود به 7٪ تا 8٪ در سال در 2000s و 2010.

    آن را پیوند دهید

    برای مطالعه در مورد بانک توسعه آسیا به این وب سایت مراجعه کنید.

    این موج های رشد اقتصادی به همه سواحل نرسیده است. به عنوان مثال، در برخی از کشورهای آفریقایی مانند نیجر، تانزانیا و سودان، تولید ناخالص داخلی سرانه در آغاز دهه 2000 هنوز کمتر از 300 دلار بود، که خیلی بالاتر از قرن نوزدهم و قرن های قبل از آن نیست. با توجه به وضعیت کلی افراد کم درآمد در سراسر جهان، خبرهای خوب اقتصادی از چین (جمعیت: 1.4 میلیارد نفر) و هند (جمعیت: 1.3 میلیارد نفر)، با این حال، حیرت انگیز و دلگرم کننده است.

    رشد اقتصادی در دو قرن گذشته تغییرات قابل توجهی در شرایط بشر ایجاد کرده است. ریچارد ایسترلین، اقتصاددان دانشگاه کالیفرنیای جنوبی، در سال ۲۰۰۰ نوشت:

    با بسیاری از اقدامات، انقلابی در شرایط انسانی جهان را فرا گرفته است. اکثر مردم امروز بهتر از پیشینیان خود در دو قرن پیش تغذیه، لباس و مسکن دارند. آنها سالم تر هستند، طولانی تر زندگی می کنند و بهتر تحصیل می کنند. زندگی زنان کمتر بر بازتولید متمرکز است و دموکراسی سیاسی جای پای خود را به دست آورده است. اگرچه اروپای غربی و شاخه های آن رهبران این پیشرفت بوده اند، اکثر کشورهای کمتر توسعه یافته در طول قرن بیستم به آن پیوسته اند و کشورهای تازه در حال ظهور جنوب صحرای آفریقا آخرین کسانی هستند که در آن شرکت کرده اند. اگرچه این تصویر یک پیشرفت جهانی نیست، اما بزرگترین پیشرفتی است که در شرایط بشری جمعیت جهان که تاکنون در چنین مدت کوتاهی به دست آمده است.

    حاکمیت قانون و رشد اقتصادی

    رشد اقتصادی به عوامل زیادی بستگی دارد. یکی از این عوامل، پایبندی به حاکمیت قانون و حمایت از حقوق مالکیت و حقوق قراردادی توسط دولت یک کشور است تا بازارها بتوانند به طور موثر و کارآمد کار کنند. قوانین باید روشن، عمومی، عادلانه، اجرا شده و به طور مساوی برای همه اعضای جامعه قابل اجرا باشند. حقوق مالکیت، همانطور که ممکن است از حفاظت از محیط زیست و اثرات جانبی منفی به یاد بیاورید، حقوق افراد و شرکت ها برای مالکیت اموال و استفاده از آن به عنوان مناسب است. اگر 100 دلار داشته باشید، حق دارید از آن پول استفاده کنید، خواه آن را خرج کنید، قرض دهید یا آن را در یک شیشه نگه دارید. این ملک شما است. تعریف اموال شامل مالکیت فیزیکی و همچنین حق آموزش و تجربه شما است، به خصوص که آموزش شما چیزی است که معیشت شما را تعیین می کند. استفاده از این ملک شامل حق عقد قرارداد با اشخاص دیگر با اموال شما می شود. افراد یا شرکت ها باید مالکیت را برای ورود به قرارداد داشته باشند.

    بنابراین، حقوق قراردادی مبتنی بر حقوق مالکیت است و به افراد اجازه می دهد تا در مورد استفاده از اموال خود با دیگران توافق کنند و در صورت عدم رعایت از طریق سیستم حقوقی به آنها مراجعه کنند. یک مثال قرارداد استخدام است: یک جراح ماهر بر روی یک فرد بیمار عمل می کند و انتظار پرداخت دارد. عدم پرداخت هزینه به منزله سرقت اموال توسط بیمار است. سرقت اموال خدماتی است که جراح ارائه می دهد. در جامعه ای با حقوق مالکیت قوی و حقوق قراردادی، شرایط قرارداد بیمار و جراح برآورده می شود، زیرا جراح از طریق سیستم قضایی برای استخراج پرداخت از آن فرد استفاده می کند. بدون یک سیستم حقوقی که قراردادها را اجرا می کند، مردم به احتمال زیاد قرارداد برای خدمات فعلی یا آینده را به دلیل خطر عدم پرداخت نمی کنند. این امر معاملات تجاری را دشوار می کند و رشد اقتصادی را کند می کند.

    بانک جهانی سیستم حقوقی یک کشور را در صورتی موثر می داند که حقوق مالکیت و حقوق قراردادی را حفظ کند. بانک جهانی یک سیستم رتبه بندی برای سیستم های حقوقی کشورها بر اساس حمایت موثر از حقوق مالکیت و حاکمیت مبتنی بر قانون با استفاده از مقیاس 1 تا 6 ایجاد کرده است که 1 کمترین و 6 بالاترین رتبه است. در سال 2020، میانگین رتبه جهانی 2.9 بود. سه کشور با پایین ترین رتبه 1.0، سومالی و اریتره بودند و سودان جنوبی با 1.5. سرانه تولید ناخالص داخلی آنها به ترتیب 875 دلار، 1,625 دلار و 1,234.70 دلار بود. بانک جهانی همچنین افغانستان (تولید ناخالص داخلی سرانه 2.087.60 دلار) را دارای استاندارد زندگی پایین، ساختار دولتی ضعیف و عدم پایبندی به حاکمیت قانون می داند که مانع رشد اقتصادی آن شده است. جمهوری آفریقای مرکزی محصور در خشکی (تولید ناخالص داخلی سرانه 979.60 دلار) دارای منابع اقتصادی ضعیف و همچنین بی ثباتی سیاسی است و منبع کودکان مورد استفاده در قاچاق انسان است. زیمبابوه (تولید ناخالص داخلی سرانه 2،895.40 دلار) در بیشتر دوره از سال 1998 تاکنون کاهش یافته و اغلب رشد منفی داشته است. بازتوزیع زمین و کنترل قیمتها اقتصاد را مختل کرده و فساد و خشونت بر روند سیاسی حاکم شده است. اگر چه رشد اقتصادی جهانی افزایش یافته است، کشورهایی که فاقد یک سیستم روشن از حقوق مالکیت و یک سیستم قضایی مستقل و عاری از فساد هستند، بسیار عقب مانده اند.


    This page titled 7.2: ورود نسبتاً اخیر رشد اقتصادی is shared under a CC BY 4.0 license and was authored, remixed, and/or curated by OpenStax via source content that was edited to the style and standards of the LibreTexts platform.