Skip to main content
Global

3.5: سقف قیمت و کف قیمت

  • Page ID
    212805
  • \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)

    \( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)

    \( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    ( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)

    \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)

    \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)

    \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)

    \( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)

    \( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)

    \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)
    اهداف یادگیری

    در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:

    • توضیح کنترل قیمت، سقف قیمت و کف قیمت
    • تجزیه و تحلیل تقاضا و عرضه به عنوان یک مکانیسم تنظیم اجتماعی

    تا این نقطه در فصل، ما فرض کرده ایم که بازارها آزاد هستند، یعنی بدون دخالت دولت عمل می کنند. در این بخش، ما نتایج را بررسی خواهیم کرد، چه پیش بینی شده و چه در غیر این صورت، هنگامی که دولت در یک بازار مداخله می کند یا از افزایش «بیش از حد بالا» قیمت برخی کالاها یا خدمات جلوگیری می کند یا از کاهش «خیلی پایین» قیمت برخی کالاها یا خدمات جلوگیری می کند.

    اقتصاددانان بر این باورند که تعداد کمی از اصول اساسی وجود دارد که توضیح می دهد چگونه عوامل اقتصادی در شرایط مختلف پاسخ می دهند. دو مورد از این اصول که قبلاً معرفی کردیم، قوانین تقاضا و عرضه است.

    دولت ها می توانند قوانینی را تصویب کنند که بر نتایج بازار تأثیر بگذارد، اما هیچ قانونی نمی تواند این اصول اقتصادی را نفی کند. در عوض، این اصول گاهی اوقات به روش های غیر منتظره آشکار می شوند، که ممکن است هدف سیاست دولت را تضعیف کند. این یکی از مهمترین نتایج این بخش است.

    بحث و جدال گاهی اوقات قیمت ها و مقادیر تعیین شده توسط تقاضا و عرضه، به ویژه برای محصولاتی که ضروری محسوب می شوند، احاطه می شود. در برخی موارد، نارضایتی از قیمت ها به فشار عمومی بر سیاستمداران تبدیل می شود، که پس از آن ممکن است قوانینی را تصویب کنند تا از افزایش «بیش از حد بالا» یا سقوط «خیلی پایین» قیمت خاصی جلوگیری کنند.

    مدل تقاضا و عرضه نشان می دهد که چگونه مردم و شرکت ها به انگیزه هایی که این قوانین برای کنترل قیمت ها ارائه می دهند، واکنش نشان می دهند، به گونه ای که اغلب منجر به پیامدهای نامطلوب می شود. ابزارهای سیاست جایگزین اغلب می توانند به اهداف مطلوب قوانین کنترل قیمت دست یابند، در حالی که از حداقل برخی از هزینه ها و مبادلات آنها اجتناب می کنند.

    سقف قیمت

    قوانینی که دولت ها برای تنظیم قیمت ها وضع می کنند، کنترل قیمت نامیده می شوند. کنترل قیمت ها در دو طعم ارائه می شود. سقف قیمت مانع از بالا رفتن قیمت به بالاتر از یک سطح مشخص («سقف») می شود، در حالی که کف قیمت مانع از سقوط قیمت به زیر یک سطح معین («کف») می شود. این بخش از چارچوب تقاضا و عرضه برای تحلیل سقف قیمت استفاده می کند. بخش بعدی قیمت ها را مورد بحث قرار می دهد.

    سقف قیمت حداکثر قیمت قانونی است که فرد برای برخی از کالاها یا خدمات پرداخت می کند. دولت سقف قیمت را اعمال می کند تا قیمت برخی از کالاها یا خدمات لازم را مقرون به صرفه نگه دارد. به عنوان مثال، در سال 2005 در طوفان کاترینا، قیمت بطری آب بیش از 5 دلار در هر گالن افزایش یافت. در نتیجه، بسیاری از مردم خواستار کنترل قیمت آب بطری برای جلوگیری از افزایش قیمت تا این حد بالا شدند. در این مورد خاص، دولت سقف قیمت را تحمیل نکرد، اما نمونه های دیگری از جایی که سقف قیمت رخ داده است وجود دارد.

    در بسیاری از بازارها برای کالاها و خدمات، تقاضا از تامین کنندگان بیشتر است. مصرف کنندگان، که همچنین رای دهندگان بالقوه هستند، گاهی اوقات در پشت یک پیشنهاد سیاسی برای پایین نگه داشتن یک قیمت خاص متحد می شوند. در برخی از شهرها، مانند آلبانی، مستاجران رهبران سیاسی را تحت فشار قرار داده اند تا قوانین کنترل اجاره را تصویب کنند، سقف قیمتی که معمولاً با بیان اینکه صاحبخانه ها می توانند اجاره را فقط با حداکثر درصد مشخصی در هر سال افزایش دهند، کار می کند. برخی از بهترین نمونه های کنترل اجاره در مناطق شهری مانند نیویورک، واشنگتن دی سی یا سانفرانسیسکو رخ می دهد.

    هنگامی که اجاره ها به سرعت شروع به افزایش می کنند، کنترل اجاره به یک موضوع داغ سیاسی تبدیل می شود. هر کس نیاز به یک مکان مقرون به صرفه برای زندگی دارد. شاید تغییر در سلیقه ها یک حومه یا شهر خاص را به مکانی محبوب تر برای زندگی تبدیل کند. شاید کسب و کارهای محلی گسترش یابد و درآمد بالاتر و افراد بیشتری را به منطقه بیاورد. چنین تغییراتی می تواند باعث تغییر در تقاضا برای مسکن اجاره ای شود، همانطور که شکل 3.21 نشان می دهد. تعادل اصلی (E 0) در تقاطع منحنی عرضه S 0 و منحنی تقاضا D 0 قرار دارد که مربوط به قیمت تعادل 500 دلار و مقدار تعادل 15000 واحد مسکن اجاره ای است. اثر درآمد بیشتر یا تغییر در سلیقه ها این است که منحنی تقاضا برای مسکن اجاره ای را به سمت راست تغییر دهید، همانطور که داده ها در جدول 3.7 نشان می دهد و تغییر از D 0 به D 1 در نمودار. در این بازار، در تعادل جدید E 1، قیمت یک واحد اجاره ای به 600 دلار افزایش می یابد و مقدار تعادل به 17000 واحد افزایش می یابد.

    نمودار تغییر تقاضا را با سقف قیمت نشان می دهد.
    شکل 3.21 A مثال سقف قیمت - کنترل اجاره تقاطع اصلی تقاضا و عرضه در E 0 رخ می دهد. اگر تقاضا از D 0 به D 1 تغییر کند، تعادل جدید در E 1 خواهد بود - مگر اینکه سقف قیمت مانع از افزایش قیمت شود. اگر قیمت مجاز به افزایش نباشد، مقدار عرضه شده در 15,000 باقی می ماند. با این حال، پس از تغییر تقاضا، مقدار مورد نیاز به 19,000 افزایش می یابد و در نتیجه کمبود ایجاد می شود.
    قیمت مقدار اصلی عرضه شده مقدار اصلی مورد نیاز مقدار جدید مورد نیاز است
    ۴۰۰ دلار 12000 18,000 ۲۳۰۰۰
    500 دلار 15000 15000 ۱۹۰۰۰
    ۶۰۰ دلار 17,000 ۱۳۰۰۰ 17,000
    ۷۰۰ دلار ۱۹۰۰۰ 11,000 15000
    ۸۰۰ دلار 20,000 ۱۰۰۰۰ 14,000
    جدول 3.7 اجاره کنترل

    فرض کنید که یک دولت شهری یک قانون کنترل اجاره را تصویب می کند تا قیمت را در تعادل اولیه 500 دلار برای یک آپارتمان معمولی نگه دارد. در شکل 3.21، خط افقی با قیمت 500 دلار حداکثر قیمت ثابت قانونی را نشان می دهد که توسط قانون کنترل اجاره تعیین شده است. با این حال، نیروهای اساسی که منحنی تقاضا را به سمت راست تغییر داده اند هنوز وجود دارند. با این قیمت (500 دلار)، مقدار عرضه شده در همان 15,000 واحد اجاره ای باقی می ماند، اما مقدار مورد نیاز 19,000 واحد اجاره ای است. به عبارت دیگر، مقدار مورد نیاز بیش از مقدار عرضه شده است، بنابراین کمبود مسکن اجاره ای وجود دارد. یکی از طنز های سقف قیمت این است که در حالی که سقف قیمت برای کمک به اجاره دهندگان در نظر گرفته شده بود، در واقع کمتر آپارتمان های اجاره ای تحت سقف قیمت (15،000 واحد اجاره ای) نسبت به اجاره بازار 600 دلار (17،000 واحد اجاره ای) وجود دارد.

    سقف قیمت به سادگی به نفع اجاره دهندگان به هزینه صاحبخانه نیست. در عوض، برخی از اجاره کنندگان (یا اجاره کنندگان بالقوه) مسکن خود را از دست می دهند زیرا صاحبخانه ها آپارتمان ها را به تعاونی ها و آپارتمان ها تبدیل می کنند. حتی زمانی که مسکن در بازار اجاره باقی می ماند، صاحبخانه ها تمایل دارند هزینه کمتری را برای تعمیر و نگهداری و موارد ضروری مانند گرمایش، سرمایش، آب گرم و روشنایی صرف کنند. اولین قانون اقتصاد این است که شما چیزی را برای هیچ به دست نمی آورید — هر چیزی هزینه فرصت دارد. بنابراین، اگر اجاره دهندگان مسکن «ارزان تر» را از نیاز بازار به دست آورند، تمایل دارند که مسکن با کیفیت پایین تر نیز داشته باشند.

    سقف قیمت ها در تلاش برای پایین نگه داشتن قیمت ها برای کسانی است که به محصول نیاز دارند. با این حال، هنگامی که قیمت بازار مجاز به افزایش به سطح تعادل نیست، مقدار مورد نیاز بیش از مقدار عرضه شده است، و در نتیجه کمبود رخ می دهد. کسانی که موفق به خرید محصول با قیمت پایین تر داده شده توسط سقف قیمت می شوند، سود خواهند برد، اما فروشندگان محصول به همراه کسانی که قادر به خرید محصول نیستند، رنج می برند. کیفیت نیز احتمالاً بدتر می شود.

    قیمت طبقات

    کف قیمت پایین ترین قیمتی است که می توان به طور قانونی برای برخی از کالاها یا خدمات پرداخت کرد. شاید شناخته شده ترین مثال کف قیمت حداقل دستمزد باشد، که بر اساس این دیدگاه است که فردی که تمام وقت کار می کند باید بتواند یک استاندارد اساسی زندگی را تامین کند. حداقل دستمزد فدرال در سال 2022 7.25 دلار در ساعت بود، اگرچه برخی از ایالت ها و مناطق حداقل دستمزد بالاتری دارند. حداقل دستمزد فدرال درآمد سالانه برای یک نفر 15,080 دلار است که کمی بالاتر از خط فقر فدرال 11,880 دلار است. کنگره به طور دوره ای حداقل دستمزد فدرال را با افزایش هزینه های زندگی افزایش می دهد. از مارس 2022، جدیدترین تعدیل در سال 2009 رخ داد، زمانی که حداقل دستمزد فدرال از 6.55 دلار به 7.25 دلار افزایش یافت.

    طبقات قیمت گاهی اوقات «حمایت قیمت» نامیده می شوند، زیرا آنها با جلوگیری از سقوط آن به زیر سطح معینی، از قیمت حمایت می کنند. در سراسر جهان، بسیاری از کشورها قوانینی را برای ایجاد حمایت از قیمت های کشاورزی تصویب کرده اند. قیمت مزرعه و در نتیجه درآمد مزرعه در نوسان است، گاهی اوقات به طور گسترده ای. حتی اگر به طور متوسط درآمد مزرعه کافی باشد، برخی سالها می تواند بسیار کم باشد. هدف از حمایت قیمت جلوگیری از این نوسانات است.

    متداول ترین روش حمایت قیمت از کار این است که دولت وارد بازار می شود و محصول را خریداری می کند و به تقاضا می افزاید تا قیمت ها بالاتر از آنچه در غیر این صورت باشد، حفظ شود. طبق اصلاحات سیاست مشترک کشاورزی که در سال 2019 م effectiveثر است، اتحادیه اروپا حدود 58 میلیارد یورو در سال یا 65.5 میلیارد دلار در سال (با نرخ ارز دسامبر 2021) یا تقریباً 36 درصد از بودجه اتحادیه اروپا برای حمایت از قیمت کشاورزان اروپا هزینه خواهد کرد.

    شکل 3.22 اثرات یک برنامه دولتی را نشان می دهد که با تمرکز بر بازار گندم در اروپا، قیمت بالاتر از حد تعادل را تضمین می کند. در صورت عدم مداخله دولت، قیمت به گونهای تنظیم میشود که مقدار عرضه شده برابر با مقدار مورد نیاز در نقطه تعادل E 0، با قیمت P 0 و مقدار Q 0 باشد. با این حال، سیاست هایی برای بالا نگه داشتن قیمت ها برای کشاورزان، قیمت را بالاتر از سطح تعادل بازار نگه می دارد - قیمت Pf که توسط خط افقی خط خورده در نمودار نشان داده شده است. نتیجه مقداری است که بیش از مقدار مورد نیاز (Qd) عرضه می شود. وقتی مقدار عرضه شده بیش از مقدار تقاضا شده باشد، مازاد وجود دارد.

    اقتصاددانان تخمین می زنند که مناطق با درآمد بالا در جهان، از جمله ایالات متحده، اروپا و ژاپن، تقریبا یک میلیارد دلار در روز برای حمایت از کشاورزان خود صرف می کنند. اگر دولت مایل به خرید مازاد عرضه باشد (یا پرداخت هایی را برای دیگران برای خرید آن فراهم کند)، کشاورزان از کف قیمت بهره مند می شوند، اما مالیات دهندگان و مصرف کنندگان مواد غذایی هزینه ها را پرداخت می کنند. اقتصاددانان و سیاست گذاران کشاورزی پیشنهادهای متعددی برای کاهش یارانه های کشاورزی ارائه داده اند. با این حال، در بسیاری از کشورها، حمایت سیاسی از یارانه به کشاورزان همچنان قوی است. این یا به این دلیل است که مردم این را به عنوان حمایت از شیوه زندگی سنتی روستایی یا به دلیل قدرت لابی صنعت از کسب و کار کشاورزی می بینند.

    نمودار نمونه ای از کف قیمت را نشان می دهد که منجر به مازاد می شود.
    شکل 3.22 قیمت گندم اروپا: یک مثال طبقه قیمت تقاطع تقاضا (D) و عرضه (S) در نقطه تعادل E 0 خواهد بود. با این حال، کف قیمت تعیین شده در Pf قیمت را بالاتر از E 0 نگه می دارد و از سقوط آن جلوگیری می کند. نتیجه کف قیمت این است که مقدار Qs عرضه شده بیش از مقدار مورد نیاز Qd است. عرضه بیش از حد وجود دارد، همچنین مازاد نامیده می شود.

    This page titled 3.5: سقف قیمت و کف قیمت is shared under a CC BY 4.0 license and was authored, remixed, and/or curated by OpenStax via source content that was edited to the style and standards of the LibreTexts platform.