Skip to main content
Global

۲۰.۴: تجارت درون صنعتی بین اقتصادهای مشابه

  • Page ID
    212877
  • \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)

    \( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)

    \( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    ( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)

    \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)

    \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)

    \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)

    \( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)

    \( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)

    \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)
    اهداف یادگیری

    در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:

    • حداقل دو مزیت تجارت درون صنعت را شناسایی کنید
    • تبیین رابطه بین اقتصاد مقیاس و تجارت درون صنعت

    مزیت های مطلق و نسبی چیزهای زیادی را در مورد الگوهای تجارت جهانی توضیح می دهند. به عنوان مثال، آنها به توضیح الگوهایی که در ابتدای این فصل اشاره کردیم، کمک می کنند، مانند اینکه چرا شما ممکن است میوه های تازه را از شیلی یا مکزیک بخورید یا چرا مناطق با بهره وری پایین مانند آفریقا و آمریکای لاتین قادر به فروش بخش قابل توجهی از صادرات خود به مناطق با بهره وری بالاتر مانند اتحادیه اروپا و آمریکای شمالی هستند. با این حال، مزیت نسبی، حداقل در نگاه اول، به نظر نمی رسد برای توضیح سایر الگوهای رایج تجارت بین المللی مناسب باشد.

    شیوع تجارت درون صنعت بین اقتصادهای مشابه

    تئوری مزیت نسبی پیشنهاد می‌کند که تجارت باید بین اقتصادهایی اتفاق بیفتد که تفاوت‌های زیادی در هزینه‌های فرصت تولید دارند. تقریبا نیمی از کل تجارت ایالات متحده شامل حمل و نقل کالا بین اقتصادهای نسبتا مشابه با درآمد بالا مانند ژاپن، کانادا و ایالات متحده است. علاوه بر این، تجارت دارای یک جزء مهم جغرافیایی است - بزرگترین شرکای تجاری ایالات متحده کانادا و مکزیک هستند (جدول 20.13 را ببینید).

    کشور صادرات آمریکا به... واردات آمریکا از...
    چین 8.6٪ 17.7٪
    کانادا 17.6٪ 12.6٪
    ژاپن 4.3٪ 4.3٪
    مکزيک 15.8٪ 13.6٪
    کره جنوبی 3.8٪ 3.3٪
    جدول 20.13 شرکای تجاری برتر (نوامبر 2021) (منبع: https://www.census.gov/foreign-trade...ppartners.html)

    علاوه بر این، تئوری مزیت نسبی نشان می دهد که هر اقتصاد باید تا حدی در محصولات خاص تخصص داشته باشد و سپس آن محصولات را مبادله کند. با این حال، بخش بزرگی از تجارت، تجارت درون صنعت است - یعنی تجارت کالاها در همان صنعت از یک کشور به کشور دیگر. به عنوان مثال، ایالات متحده خودرو تولید و صادر می کند و خودرو وارد می کند. جدول 20.14 برخی از بزرگترین دسته های صادرات و واردات ایالات متحده را نشان می دهد. در تمام این دسته بندی ها، ایالات متحده یک صادر کننده قابل توجه و وارد کننده قابل توجهی از کالاها از همان صنعت است. در سال 2021، طبق اداره سرشماری ایالات متحده، ایالات متحده 131 میلیارد دلار خودرو صادر کرد و 317 میلیارد دلار خودرو وارد کرد. حدود 60 درصد از تجارت ایالات متحده و 60 درصد از تجارت اروپا مربوط به تجارت درون صنعت است.

    برخی از صادرات ایالات متحده مقدار صادرات (میلیارد دلار) مقدار واردات (میلیارد دلار)
    ماشین ها ۱۳۱ دلار 317 دلار
    مواد غذایی و نوشیدنی ۱۴۷ دلار ۱۶۷ دلار
    کالاهای سرمایه ای $474 $695
    کالاهای مصرفی ۲۰۱ دلار $699
    لوازم صنعتی $۵۷۸ ۵۸۹ دلار
    حمل و نقل دیگر ۶۳ دلار ۱۱۳ دلار

    چرا اقتصادهای مشابه با درآمد بالا در تجارت درون صنعت شرکت می کنند؟ مزایای اقتصادی داشتن کارگرانی با مهارت های نسبتاً مشابه در ساخت اتومبیل، رایانه، ماشین آلات و سایر محصولات که سپس از طریق اقیانوس ها به ایالات متحده، اتحادیه اروپا و ژاپن حمل می شوند، می تواند باشد؟ دو دلیل وجود دارد: (1) تقسیم کار منجر به یادگیری، نوآوری و مهارت های منحصر به فرد می شود؛ و (2) صرفه جویی در مقیاس.

    سود حاصل از تخصص و یادگیری

    دسته ماشین آلات را در نظر بگیرید، جایی که اقتصاد ایالات متحده تجارت قابل توجهی در داخل صنعت دارد. ماشین آلات انواع مختلفی دارند، بنابراین ایالات متحده ممکن است ماشین آلات را برای تولید با چوب صادر کند، اما واردات ماشین آلات برای پردازش عکاسی. دلیل اصلی اینکه چرا یک کشور مانند ایالات متحده، ژاپن یا آلمان یک نوع ماشین آلات را به جای دیگری تولید می کند، معمولا به شرکت های آمریکایی، آلمانی یا ژاپنی و کارگران دارای مهارت های بالاتر یا پایین تر مربوط نمی شود. فقط این است که، در کار بر روی محصولات بسیار خاص و خاص، شرکت ها در کشورهای خاص مهارت های منحصر به فرد و متفاوتی را توسعه می دهند.

    تخصص در اقتصاد جهانی می تواند بسیار ریز تقسیم شود. در واقع، سال های اخیر شاهد روندی در تجارت بین المللی بوده ایم که اقتصاددانان آن را تقسیم زنجیره ارزش می نامند. زنجیره ارزش توصیف می کند که چگونه یک کالا به صورت مرحله ای تولید می شود. همانطور که در ابتدای فصل اشاره شد، تولید آیفون شامل طراحی و مهندسی تلفن در ایالات متحده، تهیه قطعات از کره، مونتاژ قطعات در چین و تبلیغات و بازاریابی در ایالات متحده است. تا حد زیادی به لطف پیشرفت در فن آوری ارتباطات، به اشتراک گذاری اطلاعات و حمل و نقل، تقسیم زنجیره ارزش آسان تر شده است. به جای تولید در یک کارخانه بزرگ، شرکت های مختلفی که در مکان های مختلف و حتی کشورهای مختلف فعالیت می کنند می توانند زنجیره ارزش را تقسیم کنند. از آنجا که شرکت ها زنجیره ارزش را تقسیم می کنند، تجارت بین المللی اغلب کشورها را به تجارت کامل محصولات نهایی مانند اتومبیل یا یخچال و فریزر نمی رساند. در عوض، این شامل حمل کالاهای تخصصی تر مانند داشبورد خودرو یا قفسه بندی است که در داخل یخچال قرار می گیرد. تجارت درون صنعتی بین کشورهای مشابه دستاوردهای اقتصادی ایجاد می کند، زیرا به کارگران و شرکت ها اجازه می دهد تا در مورد محصولات خاص یاد بگیرند و نوآوری کنند و اغلب بر بخش های خاصی از زنجیره ارزش تمرکز کنند.

    آن را پیوند دهید

    این وب سایت را برای برخی از اطلاعات جالب در مورد مونتاژ آی فون مشاهده کنید.

    اقتصاد مقیاس، رقابت، تنوع

    دومین دلیل عمده که تجارت درون صنعت بین کشورهای مشابه باعث ایجاد دستاوردهای اقتصادی می شود، اقتصاد مقیاس را شامل می شود. مفهوم صرفه مقیاس، همانطور که در تولید، هزینه ها و ساختار صنعت معرفی کردیم، به این معنی است که با افزایش مقیاس تولید، هزینه های متوسط تولید کاهش می یابد - حداقل تا یک نقطه. شکل 20.5 نشان می دهد اقتصاد مقیاس برای یک کارخانه تولید کوره توستر. محور افقی شکل مقدار تولید توسط یک شرکت خاص یا در یک کارخانه تولیدی خاص را نشان می دهد. محور عمودی هزینه متوسط تولید را اندازه گیری می کند. کارخانه تولید S سطح کمی از خروجی را در 30 واحد تولید می کند و هزینه تولید آن به طور متوسط 30 دلار برای هر آون توستر است. Plant M در سطح متوسط تولید 50 واحد تولید می کند و هزینه تولید آن به طور متوسط 20 دلار در هر اجاق توستر است. کارخانه L تولید 150 واحد خروجی با هزینه متوسط تولید تنها 10 دلار در هر اجاق توستر. اگرچه گیاه V می تواند 200 واحد خروجی تولید کند، اما هنوز همان هزینه واحد Plant L را دارد.

    در این مثال، یک کارخانه کوچک یا متوسط مانند S یا M قادر به رقابت در بازار با یک کارخانه بزرگ یا بسیار بزرگ مانند L یا V نخواهد بود، زیرا بنگاهی که L یا V را اداره می کند قادر به تولید و فروش خروجی خود با قیمت پایین تر خواهد بود. در این مثال، اقتصاد مقیاس تا نقطه L عمل می کند، اما فراتر از نقطه L تا V، مقیاس اضافی تولید ادامه نمی دهد تا هزینه های متوسط تولید را کاهش دهد.

    نمودار کاهش متوسط هزینه ها را نشان می دهد. محور x مقدار تولید یا مقیاس گیاه را ترسیم می کند و محور y میانگین هزینه ها را ترسیم می کند. منحنی هزینه متوسط یک تابع کاهش است که از (30، 30) با گیاه S شروع می شود، با نرخ کاهش به (150، 10) با گیاه L و (200، 10) با گیاه V کاهش می یابد، همانطور که در متن توضیح داده شده است.
    شکل 20.5 Economes of Scale Production Plant S، به طور متوسط هزینه تولید 30 دلار برای هر اجاق توستر دارد. کارخانه تولید M دارای هزینه متوسط تولید 20 دلار برای هر آون توستر است. کارخانه تولید L دارای هزینه متوسط تولید تنها 10 دلار در هر آون توستر است. کارخانه تولید V هنوز هم به طور متوسط هزینه تولید 10 دلار در هر آون توستر دارد. بنابراین، کارخانه تولید M می تواند اجاق های توستر را ارزان تر از گیاه S به دلیل صرفه جویی در مقیاس تولید کند و گیاهان L یا V می توانند ارزان تر از S یا M به دلیل صرفه جویی در مقیاس تولید کنند. با این حال، اقتصاد مقیاس در سطح خروجی 150 پایان می یابد. گیاه V، با وجود بزرگتر بودن، نمی تواند به طور متوسط ارزان تر از گیاه L تولید کند.

    مفهوم صرفه جویی در مقیاس به ویژه مربوط به تجارت بین المللی می شود، زمانی که یک یا دو تولید کننده بزرگ را قادر می سازد تا کل کشور را تامین کنند. به عنوان مثال، یک کارخانه بزرگ خودرو احتمالاً می تواند تمام اتومبیل های خریداری شده توسط مصرف کنندگان را در یک اقتصاد کوچکتر مانند انگلستان یا بلژیک در یک سال معین تأمین کند. با این حال، اگر یک کشور تنها یک یا دو کارخانه بزرگ تولید خودرو داشته باشد و تجارت بین المللی نداشته باشد، مصرف کنندگان در آن کشور انتخاب نسبتا کمی بین انواع اتومبیل (به غیر از رنگ رنگ و سایر گزینه های غیر ضروری) خواهند داشت. رقابت کم یا هیچ رقابتی بین تولید کنندگان مختلف خودرو وجود نخواهد داشت.

    تجارت بین المللی راهی برای ترکیب هزینه های تولید متوسط پایین تر است که از صرفه اقتصادی حاصل می شود و هنوز هم برای مصرف کنندگان رقابت و تنوع دارد. کارخانه های بزرگ خودرو سازی در کشورهای مختلف می توانند محصولات خود را در سراسر جهان تولید و به فروش برسانند. اگر جنرال موتورز، فورد و کرایسلر تنها بازیگران بازار خودرو ایالات متحده بودند، سطح رقابت و انتخاب مصرف کننده به طور قابل توجهی پایین تر از زمانی بود که خودروسازان آمریکایی باید با رقابت تویوتا، هوندا، سوزوکی، فیات، میتسوبیشی، نیسان، فولکس واگن، کیا، هیوندای، بی ام و، سوبارو و دیگران روبرو شوند. رقابت بیشتر نوآوری و پاسخگویی به آنچه مصرف کنندگان می خواهند را به همراه دارد. خودروسازان آمریکایی در حال حاضر خودروهای بسیار بهتری نسبت به چند دهه قبل تولید می کنند و دلیل اصلی آن فشار رقابتی، به ویژه از سوی خودروسازان شرق آسیا و اروپا است.

    مزیت نسبی پویا

    منابع سود حاصل از تجارت درون صنعت بین اقتصادهای مشابه — یعنی یادگیری که از درجه بالایی از تخصص و تقسیم زنجیره ارزش و اقتصاد مقیاس حاصل می شود — با نظریه قبلی مزیت نسبی در تضاد نیست. در عوض، آنها به گسترش مفهوم کمک می کنند.

    در تجارت درون صنعت، آب و هوا یا جغرافیا سطح بهره‌وری کارگر را تعیین نمی‌کند. حتی سطح عمومی آموزش یا مهارت آن را تعیین نمی کند. در عوض، چگونگی شرکت ها در یادگیری خاص در مورد محصولات تخصصی، از جمله استفاده از صرفه جویی در مقیاس، سطح بهره وری کارگران را تعیین می کند. در این چشم انداز، مزیت نسبی می تواند پویا باشد، یعنی می تواند در طول زمان تکامل یابد و تغییر کند، زیرا مهارت های جدید را توسعه می دهد و تولید کنندگان زنجیره ارزش را به روش های جدید تقسیم می کنند. این خط تفکر همچنین نشان می دهد که کشورها برای همیشه از مزیت نسبی یکسانی برخوردار نیستند، بلکه باید در پاسخ به تغییرات مداوم در مزیت نسبی انعطاف پذیر باشند.


    This page titled ۲۰.۴: تجارت درون صنعتی بین اقتصادهای مشابه is shared under a CC BY 4.0 license and was authored, remixed, and/or curated by OpenStax via source content that was edited to the style and standards of the LibreTexts platform.