Skip to main content
Global

3-18- سیاست مالی و تراز تجاری

  • Page ID
    212857
  • \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)

    \( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)

    \( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    ( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)

    \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)

    \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)

    \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)

    \( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)

    \( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)

    \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)
    اهداف یادگیری

    در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:

    • بحث در مورد کسری دوقلو به عنوان آنها مربوط به بودجه و کسری تجاری
    • تبیین رابطه بین کسری بودجه و نرخ ارز
    • تبیین رابطه کسری بودجه و تورم
    • علل رکود را شناسایی کنید

    توازن بودجه دولت می تواند تراز تجاری را تحت تاثیر قرار دهد. همانطور که فصل دیدگاه کینزی بحث می کند، جریان خالص سرمایه گذاری مالی خارجی همیشه با کسری تجاری همراه است، در حالی که خروج خالص سرمایه گذاری مالی همیشه با مازاد تجاری همراه است. یک راه برای درک ارتباط کسری بودجه با کسری تجاری این است که وقتی دولت کسری بودجه را با ترکیبی از کاهش مالیات یا افزایش هزینه ها ایجاد می کند، تقاضای کل را در اقتصاد افزایش می دهد و برخی از این افزایش در تقاضای کل منجر به سطح بالاتری از واردات خواهد شد. سطح بالاتری از واردات، با ثابت ماندن صادرات، باعث کسری تجاری بزرگتر خواهد شد. این بدان معناست که دارایی دلار خارجی ها افزایش می یابد زیرا آمریکایی ها کالاهای وارداتی بیشتری خریداری می کنند. خارجی ها از این دلارها برای سرمایه گذاری در ایالات متحده استفاده می کنند که منجر به ورود سرمایه گذاری خارجی می شود. یکی از منابع احتمالی تأمین بودجه کسری بودجه ما خارجیان است که اوراق بهادار خزانه داری را خریداری می کنند که دولت ایالات متحده آنها را می فروشد، بنابراین کسری تجاری اغلب با کسری بودجه همراه است.

    کسری دوقلو؟

    در اواسط دهه 1980، شنیده می شد که اقتصاددانان و حتی مقالات روزنامه ها به کسری های دوقلو اشاره می کنند، زیرا کسری بودجه و کسری تجاری هر دو به طور قابل توجهی افزایش یافت. شکل 18.4 الگوی را نشان می دهد. کسری بودجه فدرال از 2.6 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 1981 به 5.1 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 1985 رسید - افت 2.5 درصدی تولید ناخالص داخلی. در آن زمان، کسری تجاری از 0.5 درصد در سال 1981 به 2.9 درصد در سال 1985 رسید که کاهش 2.4 درصدی تولید ناخالص داخلی بود. در اواسط دهه 1980، جریان سرمایه گذاری خارجی با افزایش قابل توجهی در استقراض دولت مطابقت داشت، بنابراین کسری بودجه دولت و کسری تجاری با هم حرکت کردند.

    این نمودار دو خط را نشان می دهد: کسری بودجه و کسری تجاری، به عنوان درصدی از تولید ناخالص داخلی، در طول زمان. محور y درصد تولید ناخالص داخلی را از 16- تا 4 درصد با افزایش 2 درصدی اندازه گیری می کند. محور x سالها، از 1980 تا 2020 را اندازه گیری می کند. قابل ذکر است که هر دو خط تقریباً همیشه منفی هستند. خط کسری بودجه تقریباً همیشه منفی است و کسری بودجه را نشان می دهد. در 1980 از حدود 2- درصد تولید ناخالص داخلی شروع می شود، در 1985 به 5- درصد کاهش می یابد، سپس در سال 2000 به 2 درصد مثبت افزایش می یابد، مازاد بودجه. خط کسری بودجه سپس به کسری کاهش می یابد و در سال 2009 به 10- درصد می رسد. این خط تا سال 2020 در کسری باقی مانده است. این خط در سال 2015 به -2 درصد افزایش می یابد، که با کاهش پس انداز ناخالص خصوصی همراه است، سپس خط کاهش می یابد و کسری بودجه به -15 درصد در سال 2020 افزایش می یابد. خط کسری تجاری همیشه منفی است و بین -0.5 درصد تولید ناخالص داخلی در سال 1980، به پایین ترین سطح -3 درصد در سال 1987، پایین ترین سطح حدود -6 درصد در سال 2005 و پایین 4- درصد در سال 2020 در نوسان است.
    شکل 18.4 کسری بودجه و کسری تجاری ایالات متحده در دهه 1980، کسری بودجه و کسری تجاری همزمان کاهش یافت. با این حال، از آن زمان، کسری ها دوقلو بودن را متوقف کرده اند. کسری تجاری در اوایل دهه ۱۹۹۰ با افزایش کسری بودجه کوچکتر شد و سپس کسری تجاری در اواخر دهه ۱۹۹۰ با تبدیل کسری بودجه به مازاد، بزرگتر شد. در نیمه اول دهه 2000، هم کسری بودجه و هم کسری تجاری افزایش یافت. با این حال، در سال 2009، کسری تجاری با افزایش کسری بودجه کاهش یافت. در دهه 2010، کسری تجاری با کاهش کسری بودجه نسبتاً ثابت ماند. در حالی که کسری بودجه در سال 2020 افزایش یافته است، به سختی تغییری در کسری تجاری ایجاد شده است.

    البته، هیچ کس نباید انتظار داشته باشد که کسری بودجه و کسری تجاری به سرعت حرکت کند، زیرا سایر بخش های پس انداز ملی و هویت سرمایه گذاری - سرمایه گذاری و پس انداز خصوصی - اغلب تغییر می کنند. به عنوان مثال، در اواخر دهه 1990، تراز بودجه دولت از کسری به مازاد تبدیل شد، اما کسری تجاری همچنان بزرگ و رو به رشد باقی ماند. در طول این زمان، ورود سرمایه گذاری مالی خارجی از افزایش سرمایه گذاری فیزیکی توسط شرکت های آمریکایی حمایت می کرد. در نیمه اول دهه ۲۰۰۰، کسری بودجه و تجارت دوباره با هم افزایش یافت، اما در سال ۲۰۰۹، کسری بودجه افزایش یافت در حالی که کسری تجاری کاهش یافت. از طریق 2010، به عنوان تغییرات بزرگتر در کسری بودجه وجود داشت، کسری تجاری ثابت باقی ماند. کسری بودجه و کسری تجاری به یکدیگر مرتبط هستند، اما آنها بیشتر شبیه پسرعموها هستند تا دوقلوها.

    کسری بودجه و نرخ ارز

    نرخ ارز همچنین می تواند به توضیح اینکه چرا کسری بودجه با کسری تجاری مرتبط است، کمک کند. شکل 18.5 وضعیتی را با استفاده از نرخ ارز برای دلار آمریکا نشان می دهد که به یورو اندازه گیری می شود. در تعادل اصلی (E 0)، جایی که تقاضا برای دلار آمریکا (D 0) با عرضه دلار آمریکا (S 0) در بازار ارز تقاطع دارد، نرخ ارز 0.9 یورو به ازای هر دلار آمریکا است و مقدار تعادل معامله شده در بازار 100 میلیارد دلار در روز است. سپس کسری بودجه ایالات متحده افزایش می یابد و سرمایه گذاری مالی خارجی منبع بودجه کسری بودجه را فراهم می کند.

    سرمایه گذاران مالی بین المللی، به عنوان یک گروه، دلار آمریکا بیشتری را در بازارهای ارز خارجی برای خرید اوراق قرضه دولت ایالات متحده تقاضا می کنند و آنها کمتر از دلار آمریکا را که در حال حاضر در این بازارها نگه می دارند، عرضه می کنند. تقاضا برای دلار آمریکا در بازار ارز از D 0 به D 1 تغییر می کند و عرضه دلار آمریکا از S 0 به S 1 کاهش می یابد. در تعادل جدید (E 1)، نرخ ارز به 1.05 یورو به ازای هر دلار افزایش یافته است، در حالی که در این مثال، مقدار دلار معامله شده ثابت باقی می ماند.

    این نمودار تقاضا و عرضه ارز خارجی را نشان می دهد. محور y نرخ ارز یورو/دلار آمریکا را نشان می دهد و محور x مقدار دلار معامله شده را نشان می دهد. همانطور که در متن توضیح داده شده است، کسری بودجه تقاضا برای دلار را افزایش می دهد (و عرضه دلار را کاهش می دهد) زیرا سرمایه گذاران خارجی می خواهند بدهی دولت ایالات متحده را خریداری کنند. نتیجه یک نرخ ارز قوی تر است.
    شکل 18.5 کسری بودجه و نرخ ارز تصور کنید که دولت ایالات متحده استقراض خود را افزایش می دهد و وجوه از سرمایه گذاران مالی اروپایی تأمین می شود. برای خرید اوراق قرضه دولتی ایالات متحده، این سرمایه گذاران اروپایی باید دلار آمریکا بیشتری را در بازارهای ارز خارجی درخواست کنند، که باعث می شود تقاضا برای دلار آمریکا از D 0 به D 1 به سمت راست تغییر کند. سرمایه گذاران مالی اروپایی به عنوان یک گروه نیز کمتر احتمال دارد دلار آمریکا را به بازارهای ارز خارجی عرضه کنند و باعث می شود عرضه دلار آمریکا از S 0 به S 1 تغییر کند. نرخ ارز متعادل از 0.9 یورو/دلار در E 0 به 1.05 یورو/دلار در E 1 تقویت می شود.

    البته نرخ ارز قوی تر، فروش کالاهای خود را در خارج از کشور در حالی که واردات را ارزان تر می کند، دشوارتر می کند، بنابراین کسری تجاری (یا کاهش مازاد تجاری) نتیجه می دهد. بنابراین، کسری بودجه به راحتی می تواند منجر به ورود سرمایه مالی خارجی، نرخ ارز قوی تر و کسری تجاری شود.

    همچنین می توانید تصور کنید که نرخ بهره باعث افزایش نرخ ارز می شود. همانطور که قبلاً در شکل 18.8 توضیح دادیم، کسری بودجه تقاضا را در بازارها برای سرمایه مالی داخلی افزایش می دهد و نرخ بهره داخلی را افزایش می دهد. نرخ بهره بالاتر باعث جذب سرمایه مالی خارجی می شود و نرخ ارز را در پاسخ به افزایش تقاضا برای دلار آمریکا توسط سرمایه گذاران خارجی و کاهش عرضه دلار آمریکا افزایش می دهد. به دلیل نرخ بهره بالاتر در ایالات متحده، آمریکایی ها اوراق قرضه ایالات متحده را جذاب تر از اوراق قرضه خارجی می دانند. وقتی آمریکایی ها اوراق قرضه خارجی کمتری خریداری می کنند، دلار آمریکا کمتری عرضه می کنند. افزایش ارزش دلار آمریکا منجر به کسری تجاری بزرگتر (یا کاهش مازاد) می شود. ارتباطات بین جریان های سرمایه گذاری خارجی، نرخ بهره و نرخ ارز تنها راه های مختلفی برای ایجاد ارتباطات اقتصادی مشابه است: کسری بودجه بزرگتر می تواند منجر به کسری تجاری بزرگتر شود، اگر چه انتظار نمی رود که این ارتباط یک به یک باشد.

    از کسری بودجه تا بحران اقتصادی بین المللی

    ما گام به گام داستان اقتصادی را بیان می کنیم که چگونه خروج سرمایه مالی بین المللی می تواند باعث رکود عمیق در فصل نرخ ارز و جریان سرمایه بین المللی شود. هنگامی که سرمایه گذاران مالی بین المللی تصمیم به برداشت وجوه خود از کشوری مانند ترکیه می گیرند، عرضه لیر ترکیه را افزایش می دهند و تقاضا برای لیر را کاهش می دهند و نرخ ارز لیر را کاهش می دهند. وقتی شرکت ها و دولت در کشوری مانند ترکیه در بازارهای مالی بین المللی وام می گیرند، معمولاً این کار را به صورت مرحله ای انجام می دهند. اول، بانک ها در ترکیه با یک ارز رایج مانند دلار آمریکا یا یورو وام می گیرند، سپس آن دلار آمریکا را به لیر تبدیل می کنند و سپس این پول را به وام گیرندگان در ترکیه قرض می دهند. اگر ارزش لیر کاهش یابد، بانک های ترکیه نمی توانند وام های بین المللی را که به دلار یا یورو هستند، بازپرداخت کنند.

    ترکیبی از سرمایه سرمایه گذاری خارجی کمتر و بانک هایی که ورشکسته هستند می تواند تقاضای کل را به شدت کاهش دهد، که باعث رکود عمیق می شود. بسیاری از کشورها در سراسر جهان این نوع رکود را تجربه کرده اند: همراه با ترکیه در سال 2002، مکزیک این الگوی کلی را در 1995، تایلند و کشورهای سراسر شرق آسیا در 1997-1998، روسیه در 1998 و آرژانتین در 2002 دنبال کرد. در بسیاری از این کشورها، کسری بودجه دولت نقش مهمی در آماده سازی زمینه برای بحران مالی ایفا کرد. افزایش متوسط کسری بودجه که منجر به افزایش متوسط کسری تجاری و افزایش متوسط نرخ ارز می شود لزوماً جای نگرانی ندارد. با این حال، فراتر از برخی موارد که تعریف آن از قبل دشوار است، مجموعه ای از کسری بودجه بزرگ می تواند باعث نگرانی سرمایه گذاران بین المللی شود.

    یکی از دلایل نگرانی این است که کسری بودجه بسیار زیاد به این معنی است که تقاضای کل ممکن است به سمت راست تغییر کند و باعث تورم بالا شود. مثال ترکیه وضعیتی است که کسری بودجه بسیار زیاد نرخ تورم را به خوبی دو رقمی کرده است. علاوه بر این، کسری بودجه بسیار زیاد در مقطعی ترس از عدم بازپرداخت وام توسط دولت را افزایش می دهد. در 100 سال گذشته، دولت ترکیه قادر به پرداخت بدهی های خود نبوده و چهار بار بدهی های خود را نکول کرده است. در طول ۱۷۵ سال گذشته، دولت برزیل هفت بار نتوانسته بدهی های خود را پرداخت کند، ونزوئلا ۹ بار و آرژانتین پنج بار بدهی های خود را نپرداخته است. خطر تورم بالا یا عدم پرداخت وام های بین المللی، سرمایه گذاران بین المللی را نگران خواهد کرد، زیرا هر دو عامل نشان می دهد که نرخ بازده سرمایه گذاری های آنها در آن کشور ممکن است کمتر از حد انتظار باشد. اگر سرمایه گذاران بین المللی شروع به برداشت سریع وجوه از یک کشور کنند، سناریوی سرمایه گذاری کمتر، نرخ ارز کاهش یافته، شکست گسترده بانکی و رکود عمیق می تواند رخ دهد. ویژگی Clear It Up زیر سایر تأثیرات کسری بزرگ را توضیح می دهد.

    پاک کردن آن

    خطرات کسری بزرگ مزمن در ایالات متحده چیست؟

    اگر یک دولت کسری بودجه زیادی را برای یک دوره زمانی پایدار اجرا کند، چه چیزی می تواند اشتباه باشد؟ بر اساس گزارش اخیر موسسه بروکینگز، یک خطر کلیدی کسری بودجه بزرگ این است که بدهی دولت ممکن است در مقایسه با رشد تولید ناخالص داخلی کشور بیش از حد رشد کند. با افزایش بدهی، نرخ پس انداز ملی کاهش می یابد و سرمایه مالی کمتری برای سرمایه گذاری خصوصی وجود دارد. تأثیر کسری بودجه به طور مزمن بزرگ به شرح زیر است:

    • با افزایش سن جمعیت، تقاضا برای خدمات دولتی افزایش می یابد که ممکن است باعث افزایش کسری بودجه دولت شود. استقراض دولت و پرداخت بهره آن منابع را از سرمایه گذاری داخلی در سرمایه انسانی و سرمایه فیزیکی که برای رشد اقتصادی ضروری است دور می کند.
    • نرخ بهره ممکن است شروع به افزایش کند به طوری که هزینه تامین مالی بدهی دولت نیز افزایش یابد و فشار بر دولت برای کاهش کسری بودجه خود را از طریق کاهش هزینه ها و افزایش مالیات ایجاد کند. این مراحل از نظر سیاسی دردناک خواهد بود و همچنین تأثیر انقباضی بر تقاضای کل در اقتصاد خواهد داشت.
    • افزایش درصد بدهی به تولید ناخالص داخلی باعث ایجاد عدم اطمینان در بازارهای مالی و جهانی می شود که ممکن است باعث شود یک کشور برای کاهش ارزش واقعی بدهی معوقه به تاکتیک های تورمی متوسل شود. این امر ثروت واقعی را کاهش می دهد و به اعتماد به توانایی کشور برای مدیریت هزینه های خود آسیب می رساند. از این گذشته، اگر دولت با نرخ بهره ثابت مثلاً 5 درصد وام بگیرد و اجازه دهد تورم به بالای 5 درصد برسد، در این صورت عملاً قادر خواهد بود بدهی خود را با نرخ بهره واقعی منفی بازپرداخت کند.

    استدلال متعارف نشان می دهد که رابطه بین کسری های پایدار که منجر به سطوح بالای بدهی دولت و رشد بلند مدت می شود منفی است. اینکه این رابطه چقدر مهم است، یک مسئله در مقایسه با سایر مسائل اقتصاد کلان چقدر بزرگ است و جهت علیت، کمتر مشخص است.

    آنچه که باید به رسمیت شناخته شود این است که رابطه بین بدهی و رشد منفی است و برای برخی از کشورها، این رابطه ممکن است قوی تر از دیگران باشد. همچنین مهم است که جهت علیت را تصدیق کنیم: آیا بدهی بالا باعث رشد کند می شود، رشد کند باعث بدهی بالا می شود، یا هر دو بدهی بالا و رشد آهسته نتیجه عوامل سوم هستند؟ در تجزیه و تحلیل ما، ما به سادگی استدلال کرده ایم که بدهی بالا باعث رشد آهسته می شود. ممکن است این بحث بیشتر از آنچه که ما در اینجا بحث می کنیم وجود داشته باشد.

    استفاده از سیاست مالی برای رسیدگی به عدم تعادل تجاری

    اگر یک کشور در حال تجربه ورود سرمایه گذاری خارجی مرتبط با کسری تجاری باشد زیرا سرمایه گذاران خارجی سرمایه گذاری های مستقیم بلند مدت را در شرکت ها انجام می دهند، ممکن است هیچ دلیل قابل توجهی برای نگرانی وجود نداشته باشد. از این گذشته، بسیاری از کشورهای کم درآمد در سراسر جهان از سرمایه گذاری مستقیم شرکت های چند ملیتی استقبال می کنند که آنها را بیشتر به شبکه های جهانی تولید و توزیع کالاها و خدمات پیوند می دهد. در این حالت، جریان سرمایه گذاری خارجی و کسری تجاری توسط فرصت هایی برای نرخ خوب بازگشت سرمایه گذاری بخش خصوصی در یک اقتصاد جذب می شود.

    با این حال، دولت ها باید مراقب الگوی پایدار کسری بودجه بالا و کسری تجاری بالا باشند. این خطر به ویژه هنگامی رخ می دهد که جریان ورودی سرمایه گذاری خارجی سرمایه گذاری فیزیکی بلند مدت توسط شرکت ها را تأمین نمی کند، بلکه سرمایه گذاری کوتاه مدت پرتفوی در اوراق قرضه دولتی است. هنگامی که جریان سرمایه گذاری مالی خارجی به سطح بالایی برسد، سرمایه گذاران خارجی به هر دلیلی در حالت آماده باش قرار می گیرند تا نگران باشند که نرخ ارز کشور ممکن است کاهش یابد یا دولت نتواند آنچه را که وام گرفته است به موقع بازپرداخت کند. درست همانطور که چند سنگ در حال سقوط می توانند بهمن را تحریک کنند، یک قطعه نسبتا کوچک از اخبار بد در مورد اقتصاد می تواند خروج عظیم سرمایه مالی کوتاه مدت را آغاز کند.

    کاهش کسری بودجه یک کشور همیشه یک روش موفق برای کاهش کسری تجاری آن کشور نخواهد بود، زیرا سایر عناصر پس انداز ملی و هویت سرمایه گذاری، مانند پس انداز خصوصی یا سرمایه گذاری، ممکن است به جای آن تغییر کنند. در مواردی که کسری بودجه عامل اصلی کسری تجاری است، دولت‌ها باید برای کاهش کسری بودجه خود گام‌هایی بردارند تا مبادا اقتصاد خود را در برابر خروج سریع سرمایه مالی بین‌المللی آسیب‌پذیر کنند که می‌تواند رکود عمیقی را به همراه داشته باشد.


    This page titled 3-18- سیاست مالی و تراز تجاری is shared under a CC BY 4.0 license and was authored, remixed, and/or curated by OpenStax via source content that was edited to the style and standards of the LibreTexts platform.