17.11: سوالات خود بررسی
- Page ID
- 213028
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)
\( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)
\( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)
\( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)
\( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)
\( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)
\( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)
\( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)وقتی دولت ها کسری بودجه دارند، چگونه تفاوت بین درآمد مالیاتی و هزینه ها را جبران می کنند؟
وقتی دولت مازاد بودجه را اداره می کند، با بودجه اضافی چه می شود؟
آیا ممکن است یک کشور کسری بودجه داشته باشد و همچنان نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی کاهش یابد؟ جوابت رو توضيح بده آیا ممکن است یک کشور مازاد بودجه داشته باشد و همچنان نسبت بدهی به تولید ناخالص داخلی افزایش یابد؟ جوابت رو توضيح بده
فرض کنید که هدایا با نرخ 10٪ برای مبالغ حداکثر 100,000 دلار و 20٪ برای هر چیزی بیش از این مبلغ مالیات می گرفتند. آیا این مالیات رو به عقب خواهد بود یا مترقی؟
اگر فردی صاحب شرکتی باشد که تنها کارمند آن است، کدام نوع مالیات فدرال را باید پرداخت کند؟
اگر فرد خود اشتغالی داشته باشد و تجارت در آن ادغام نشود، چه مالیاتی پرداخت می کند؟
مالیات تأمین اجتماعی 6.2 درصد از درآمد کارمندان زیر 113,000 دلار است. آیا این مالیات مترقی، واپسگرا یا متناسب است؟
بدهی دارای یک کیفیت خاص خود تقویت کننده به آن است. یک دسته از هزینه های دولت وجود دارد که به طور خودکار همراه با بدهی فدرال افزایش می یابد. چه چیزی است؟
درست یا غلط:
- هزینه های فدرال در دهه های اخیر به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
- طبق استانداردهای جهانی، دولت ایالات متحده سهم نسبتاً بزرگی از اقتصاد ایالات متحده را کنترل می کند.
- اکثر درآمد دولت فدرال از طریق مالیات بر درآمد شخصی جمع آوری می شود.
- هزینه های آموزش و پرورش در سطح فدرال کمی بیشتر از سطح ایالتی و محلی است.
- هزینه های دولت های ایالتی و محلی در دهه های اخیر افزایش چندانی نداشته است.
- هزینه های دفاعی در حال حاضر بیش از هر زمان دیگری است.
- سهم اقتصاد به مالیات فدرال در طول زمان به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
- کمک های خارجی بخش بزرگی، اگر چه کمتر از نیمی از هزینه های فدرال است.
- کسری بودجه فدرال در دو دهه گذشته بسیار زیاد بوده است.
- بدهی فدرال انباشته شده به عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی نزدیک به بالاترین حد خود است.
دلیل اصلی استفاده از سیاست مالی انقباضی در زمان رشد اقتصادی قوی چیست؟
دلیل اصلی بکارگیری سیاست مالی انبساطی در دوران رکود اقتصادی چیست؟
در یک رکود اقتصادی، آیا مازاد یا کسری بودجه واقعی بالاتر یا پایین تر از بودجه اشتغال استاندارد شده است؟
مزیت اصلی تثبیت کننده های خودکار نسبت به سیاست مالی اختیاری چیست؟
توضیح دهید که چگونه تثبیت کننده های خودکار، هم در سمت مالیات و هم در سمت هزینه، کار می کنند، ابتدا در شرایطی که اقتصاد کمتر از تولید ناخالص داخلی بالقوه تولید می کند و سپس در شرایطی که اقتصاد بیش از تولید ناخالص داخلی بالقوه تولید می کند.
چه اتفاقی می افتد اگر سیاست مالی انبساطی در رکود اجرا شود، اما به دلیل تاخیر، تا زمانی که اقتصاد به تولید ناخالص داخلی بالقوه بازگردد، در واقع اثر نمی گذارد؟
چه اتفاقی می افتد اگر سیاست مالی انقباضی در طول رونق اقتصادی اجرا شود، اما به دلیل تاخیر، تا زمانی که اقتصاد به رکود برسد، اثر نمی گذارد؟
آیا شما فکر می کنید تاخیر زمانی معمول برای سیاست مالی احتمالا طولانی تر یا کوتاه تر از تاخیر زمانی برای سیاست پولی است؟ پاسخ خود را توضیح دهید؟
چگونه یک اصلاحیه بودجه متعادل بر تصمیم کنگره برای اعطای کاهش مالیات در طول رکود تاثیر می گذارد؟
چگونه یک اصلاحیه بودجه متعادل تأثیر برنامه های تثبیت کننده خودکار را تغییر می دهد؟

