14.2: تعریف پول با کارکردهای آن
- Page ID
- 212929
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)
\( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)
\( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)
\( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)
\( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)
\( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)
\( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)
\( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:
- توابع مختلف پول را توضیح دهید
- کنتراست پول کالا و پول فیات
پول به خاطر پول به خودی خود هدف نیست. شما نمی توانید اسکناس های دلار را بخورید یا حساب بانکی خود را بپوشانید. در نهایت، سودمندی پول در مبادله آن با کالاها یا خدمات است. همانطور که آمبروز بیرس (1914-1842) نویسنده و طنزپرداز آمریکایی در سال 1911 نوشت، پول «نعمتی است که هیچ مزیتی برای ما ندارد، مگر زمانی که از آن جدا شویم.» پول چیزی است که مردم به طور منظم هنگام خرید یا فروش کالاها و خدمات از آن استفاده می کنند و بنابراین هم خریداران و هم فروشندگان باید به طور گسترده پول را بپذیرند. این مفهوم از پول عمداً انعطاف پذیر است، زیرا پول در فرهنگ های مختلف اشکال متنوعی به خود گرفته است.
داد و ستد کالا و تصادف دوگانه خواسته ها
برای درک مفید بودن پول، باید در نظر بگیریم که جهان بدون پول چگونه خواهد بود. مردم چگونه کالاها و خدمات را مبادله می کنند؟ اقتصادهای بدون پول به طور معمول در سیستم تهاتر شرکت می کنند. تهاتر - به معنای واقعی کلمه یک کالا یا خدمات را با دیگری معامله می کند - برای تلاش برای هماهنگ کردن معاملات در یک اقتصاد پیشرفته مدرن بسیار ناکارآمد است. در یک اقتصاد بدون پول، مبادله بین دو نفر شامل یک تصادف دوگانه از خواسته ها است، وضعیتی که در آن دو نفر هر یک می خواهند خوب یا خدماتی را که شخص دیگری می تواند ارائه دهد. به عنوان مثال، اگر یک حسابدار یک جفت کفش بخواهد، این حسابدار باید شخصی را پیدا کند که یک جفت کفش در اندازه مناسب داشته باشد و مایل به تعویض کفش برای چند ساعت خدمات حسابداری باشد. چنین معامله ای به احتمال زیاد دشوار است. به پیچیدگی چنین معاملاتی در یک اقتصاد مدرن فکر کنید، با تقسیم کار گسترده آن که شامل هزاران هزار شغل و کالای مختلف است.
یکی دیگر از مشکلات سیستم تهاتر این است که به ما اجازه نمی دهد به راحتی وارد قراردادهای آینده برای خرید بسیاری از کالاها و خدمات شویم. به عنوان مثال، اگر کالاها فاسدشدنی باشند، ممکن است در آینده مبادله آنها با کالاهای دیگر دشوار باشد. تصور کنید یک کشاورز می خواهد با استفاده از یک محصول تازه توت فرنگی در شش ماه تراکتور بخرد. علاوه بر این، در حالی که سیستم تهاتر ممکن است به اندازه کافی در اقتصادهای کوچک کار کند، این اقتصاد را از رشد حفظ خواهد کرد. زمانی که افراد در غیر این صورت صرف تولید کالاها و خدمات و لذت بردن از اوقات فراغت می کنند، آنها صرف مبادله کالا می کنند.
توابع برای پول
پول مشکلاتی را که سیستم تهاتر ایجاد می کند حل می کند. (به زودی به تعریف آن خواهیم رسید.) اول، پول به عنوان وسیله مبادله عمل می کند، به این معنی که پول به عنوان واسطه بین خریدار و فروشنده عمل می کند. به جای مبادله خدمات حسابداری با کفش، حسابدار اکنون خدمات حسابداری را با پول مبادله می کند. سپس حسابدار از این پول برای خرید کفش استفاده می کند. برای خدمت به عنوان وسیله مبادله، مردم باید به طور گسترده پول را به عنوان یک روش پرداخت در بازارها برای کالاها، نیروی کار و سرمایه مالی بپذیرند.
دوم، پول باید به عنوان یک ذخیره ارزش عمل کند. در یک سیستم پایاپای، ما نمونه ای از کفش های تجاری کفاش را برای خدمات حسابداری دیدیم. با این حال، او این خطر را دارد که کفش هایش از مد بیفتد، به خصوص اگر آنها را برای استفاده در آینده در انبار نگه دارد - ارزش آنها با هر فصل کاهش می یابد. کفش ها ذخیره خوبی برای ارزش نیستند. نگه داشتن پول یک راه بسیار ساده تر برای ذخیره ارزش است. شما می دانید که لازم نیست بلافاصله آن را خرج کنید زیرا روز بعد یا سال بعد ارزش خود را حفظ می کند. این عملکرد پول نیازی به این ندارد که پول یک ذخیره کامل از ارزش باشد. در یک اقتصاد با تورم، پول هر ساله مقداری از قدرت خرید را از دست می دهد، اما پول باقی می ماند.
سوم، پول به عنوان یک واحد حساب عمل می کند، به این معنی که حاکم است که ما ارزش ها را اندازه گیری می کنیم. به عنوان مثال، یک حسابدار ممکن است 100 دلار برای ثبت اظهارنامه مالیاتی شما بپردازد. این 100 دلار می تواند دو جفت کفش را با قیمت 50 دلار برای هر جفت خریداری کند. پول به عنوان یک مخرج مشترک عمل می کند، یک روش حسابداری که تفکر در مورد مبادلات را ساده می کند.
در نهایت، یکی دیگر از کارکردهای پول این است که باید به عنوان یک استاندارد پرداخت معوق عمل کند. این بدان معنی است که اگر پول امروز برای خرید قابل استفاده است، باید خرید امروز نیز قابل قبول باشد که خریدار در آینده پرداخت خواهد کرد. وام ها و توافق نامه های آینده به صورت پولی بیان می شوند و استاندارد پرداخت معوق همان چیزی است که به ما امکان می دهد امروز کالاها و خدمات را خریداری کنیم و در آینده پرداخت کنیم. بنابراین، پول در خدمت همه این کارکردها است — پول وسیله مبادله، ذخیره ارزش، واحد حساب و استاندارد پرداخت معوق است.
کالا در مقابل پول فیات
پول در فرهنگ های مختلف اشکال بسیار متنوعی به خود گرفته است. مردم از طلا، نقره، صدف، سیگار و حتی دانه های کاکائو به عنوان پول استفاده کرده اند. اگرچه ما از این اقلام به عنوان پول کالایی استفاده می کنیم، اما از استفاده به عنوان چیزی غیر از پول نیز ارزش دارند. به عنوان مثال، مردم در طول اعصار از طلا به عنوان پول استفاده کرده اند، اگرچه امروزه ما از آن به عنوان پول استفاده نمی کنیم، بلکه برای سایر ویژگی های آن ارزش قائل هستیم. طلا رسانای خوبی برای برق است و صنایع الکترونیک و هوافضا از آن استفاده می کنند. صنایع دیگر نیز از طلا استفاده می کنند، مانند تولید شیشه های بازتابنده انرژی کارآمد برای آسمان خراش ها و همچنین در صنعت پزشکی استفاده می شود. البته طلا نیز به دلیل زیبایی و چکش خواری در ایجاد جواهرات دارای ارزش است.
به عنوان پول کالایی، طلا در طول تاریخ به عنوان وسیله مبادله، ذخیره ارزش و به عنوان یک واحد حساب به هدف خود خدمت کرده است. ارزهای مورد حمایت کالا، اسکناس های دلار یا ارزهای دیگر با ارزش هایی هستند که توسط طلا یا کالاهای دیگری که در بانک نگهداری می شوند، پشتیبانی می شوند. در طول تاریخ خود، طلا و نقره از عرضه پول در ایالات متحده حمایت می کردند. جالب توجه است، دلارهای عتیقه ای که اواخر سال 1957 قدمت دارند، «گواهی نقره ای» دارند که بر روی پرتره جورج واشنگتن چاپ شده است، همانطور که شکل 14.2 نشان می دهد. این بدان معنی بود که دارنده می تواند این اسکناس را به بانک مربوطه ببرد و آن را با نقره ای به ارزش یک دلار مبادله کند.
همانطور که اقتصادها رشد می کردند و طبیعت جهانی تر می شدند، استفاده از پول های کالایی دست و پا گیر تر شد. کشورها به سمت استفاده از پول فیات حرکت کردند. پول فیات هیچ ارزش ذاتی ندارد، اما توسط یک دولت به عنوان پول قانونی یک کشور اعلام می شود. به عنوان مثال، پول کاغذی ایالات متحده این بیانیه را حمل می کند: «این یادداشت، پول قانونی برای تمام بدهی ها، دولتی و خصوصی است.» به عبارت دیگر، با حکم دولت، اگر بدهی داشته باشید، از نظر قانونی، می توانید آن بدهی را با ارز ایالات متحده پرداخت کنید، حتی اگر توسط یک کالا پشتیبانی نمی شود. تنها پشتوانه پول ما ایمان و اعتماد جهانی است که ارز دارای ارزش است و نه چیز دیگر.
آن را پیوند دهید
این ویدیو را در «تاریخ پول» تماشا کنید.


