9.6: نمایه سازی و محدودیت های آن
- Page ID
- 212898
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)
\( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)
\( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)
\( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)
\( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)
\( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)
\( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)
\( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:
- تبیین رابطه نمایه سازی و تورم
- شناسایی سه راهی که دولت می تواند تورم را از طریق سیاست های کلان کنترل کند
هنگامی که قیمت، دستمزد یا نرخ بهره به طور خودکار با تورم تنظیم می شود، اقتصاددانان از اصطلاح شاخص استفاده می کنند. یک پرداخت نمایه شده با توجه به شماره شاخصی که تورم را اندازه گیری می کند، افزایش می یابد. کسانی که در بازارهای خصوصی و برنامه های دولتی هستند طیف گسترده ای از ترتیبات نمایه سازی را مشاهده می کنند. از آنجا که اثرات منفی تورم تا حد زیادی به این بستگی دارد که تورم به طور غیرمنتظره ای بر یک بخش از اقتصاد تأثیر بگذارد و نه بخش دیگر - مثلاً افزایش قیمت هایی که مردم می پردازند، اما نه دستمزدی که کارگران دریافت می کنند - نمایه سازی بخشی از تورم را از بین می برد.
نمایه سازی در بازارهای خصوصی
در دهه 1970 و 1980، اتحادیه های کارگری معمولاً قراردادهای دستمزد را مذاکره می کردند که دارای تعدیل هزینه های زندگی (COLA) بود که تضمین می کرد دستمزد آنها با تورم مطابقت دارد. این قراردادها گاهی به صورت مثلاً کولا به اضافه ۳٪ نوشته میشدند. بنابراین، اگر تورم 5٪ بود، افزایش دستمزد به طور خودکار 8٪ بود، اما اگر تورم به 9٪ افزایش یابد، افزایش دستمزد به طور خودکار 12٪ خواهد بود. COLA ها نوعی نمایه سازی هستند که برای دستمزد اعمال می شوند.
وام ها اغلب دارای تعدیل تورم داخلی نیز هستند، به طوری که اگر نرخ تورم دو درصد افزایش یابد، نرخ بهره ای که یک موسسه مالی از وام می گیرد نیز دو درصد افزایش می یابد. وام مسکن با نرخ قابل تنظیم (ARM) نوعی وام است که می توان از آن برای خرید خانه ای استفاده کرد که در آن نرخ بهره با نرخ تورم متفاوت است. اغلب، یک وام گیرنده قادر به دریافت نرخ بهره پایین تر در صورت قرض گرفتن با ARM، در مقایسه با یک وام با نرخ ثابت خواهد بود. دلیل این امر این است که با ARM، وام دهنده در برابر این خطر محافظت می شود که تورم بالاتر پرداخت وام واقعی را کاهش می دهد و بنابراین بخش حق بیمه ریسک نرخ بهره می تواند به ترتیب پایین تر باشد.
تعدادی از قراردادهای تجاری در حال انجام یا بلند مدت نیز مقرراتی دارند که قیمت ها به طور خودکار با توجه به تورم تنظیم می شوند. فروشندگان چنین قراردادهایی را دوست دارند زیرا در صورت افزایش تورم بالاتر از حد انتظار، در قیمت فروش اسمی پایین قفل نمی شوند. خریداران چنین قراردادهایی را دوست دارند زیرا اگر تورم کمتر از حد انتظار باشد، در قیمت خرید بالا قفل نمی شوند. یک قرارداد با تعدیل خودکار تورم در واقع بر روی قیمت واقعی برای وام گیرنده برای پرداخت، به جای قیمت اسمی، توافق می کند.
نمایه سازی در برنامه های دولت
بسیاری از برنامههای دولتی به تورم نمایه میشوند. کد مالیات بر درآمد ایالات متحده طراحی شده است به طوری که به عنوان درآمد یک فرد بالاتر از سطح معینی افزایش می یابد، نرخ مالیات بر درآمد حاشیه ای به دست آمده نیز افزایش می یابد. این همان چیزی است که عبارت «حرکت به یک براکت مالیاتی بالاتر» به معنای آن است. به عنوان مثال، طبق جداول مالیاتی پایه خدمات درآمد داخلی، در سال 2020، یک فرد متاهل که به طور مشترک 10٪ از کل درآمد مشمول مالیات را از 0 دلار تا 19,750 دلار بدهکار است. 12٪ از کل درآمد از 19,751 دلار تا 80,250 دلار؛ 22٪ از کل درآمد مشمول مالیات از 80,251 دلار تا 171,050 دلار؛ 24 درصد از کل درآمد مشمول مالیات از 171,051 دلار تا 326,600 دلار؛ 32٪ از کل مالیات درآمد قابل پرداخت از $326,601 به $414,700; 35٪ از کل درآمد مشمول مالیات از $414,701 به $622,050; و 37% از کل درآمد از $622,051 و بالاتر.
به دلیل بسیاری از مقررات پیچیده در بقیه کد مالیاتی، تعیین دقیق مالیاتی که یک فرد بر اساس این اعداد به دولت بدهکار است دشوار است، اما اعداد نشان دهنده این موضوع اساسی است که نرخ مالیات با افزایش دلار حاشیه درآمد افزایش می یابد. تا اواخر دهه 1970، اگر دستمزد اسمی همراه با تورم افزایش یابد، مردم به براکت های مالیاتی بالاتری منتقل می شدند و بخش بیشتری از درآمد خود را به عنوان مالیات بدهکار بودند، حتی اگر درآمد واقعی آنها افزایش نیافته بود. در سال 1981، دولت این «خزش براکت» را حذف کرد. در حال حاضر، سطح درآمد که در آن نرخ مالیات بالاتر شروع می شود، شاخص گذاری می شود تا به طور خودکار با تورم افزایش یابد.
برنامه تأمین اجتماعی دو نمونه از نمایه سازی را ارائه می دهد. از زمان تصویب قانون نمایهسازی تأمین اجتماعی سال ۱۹۷۲، سطح مزایای تأمین اجتماعی همراه با شاخص قیمت مصرفکننده هر ساله افزایش مییابد. همچنین، تأمین اجتماعی از طریق مالیات بر حقوق و دستمزد تأمین می شود، که دولت آن را بر درآمد به دست آمده تا مقدار مشخصی - 137،700 دلار در سال 2020 تحمیل می کند. دولت این سطح درآمد را هر ساله با توجه به نرخ تورم به سمت بالا تنظیم می کند، به طوری که افزایش شاخص در پایه مالیات تامین اجتماعی همراه با افزایش شاخص در سطح سود است.
به عنوان مثال دیگری از یک برنامه دولتی که تحت تأثیر نمایه سازی قرار گرفته است، در سال 1996 دولت ایالات متحده شروع به ارائه اوراق قرضه نمایه شده کرد. اوراق قرضه وسیله ای است که از طریق آن دولت ایالات متحده (و همچنین بسیاری از شرکت های بخش خصوصی) پول قرض می گیرند؛ یعنی سرمایه گذاران اوراق قرضه را خریداری می کنند و سپس دولت پول را با بهره بازپرداخت می کند. به طور سنتی، اوراق قرضه دولتی نرخ بهره ثابت را پرداخت کرده اند. این سیاست به دولتی داد که انگیزهای برای تشویق تورم وام گرفته بود، زیرا پس از آن میتوانست استقراض گذشته خود را با دلارهای متورم با نرخ بهره واقعی پایینتر بازپرداخت کند. با این حال، اوراق قرضه نمایه شده قول می دهند نرخ بهره واقعی خاصی را بالاتر از هر نرخ تورم که رخ می دهد، پرداخت کنند. به عنوان مثال، در مورد یک بازنشسته که تلاش می کند برای بلند مدت برنامه ریزی کند و نگران خطر تورم باشد، اوراق قرضه نمایه شده که نرخ بازده بالاتر از تورم را تضمین می کند - بدون توجه به سطح تورم - می تواند یک سرمایه گذاری بسیار راحت باشد.
آیا نمایه سازی ممکن است نگرانی از تورم را کاهش دهد؟
نمایه سازی ممکن است یک گام بدیهی مفید به نظر برسد. پس از همه، زمانی که افراد، شرکت ها و برنامه های دولتی در برابر تورم نمایه می شوند، مردم می توانند کمتر در مورد توزیع مجدد خودسرانه و سایر اثرات تورم نگران باشند.
با این حال، برخی از شدیدترین مخالفان تورم نگرانی شدید خود را در مورد نمایه سازی ابراز می کنند. آنها اشاره می کنند که نمایه سازی همیشه جزئی است. هر کارفرمایی COLA را برای کارگران فراهم نمی کند. همه شرکت ها نمی توانند تصور کنند که هزینه ها و درآمدها با نرخ های کلی تورم افزایش می یابد. همه نرخ های بهره وام گیرندگان و پس انداز کنندگان تغییر نمی کند تا دقیقاً با تورم مطابقت داشته باشد. با این حال، با گسترش شاخص تورم جزئی، ممکن است مخالفت سیاسی با تورم کاهش یابد. از این گذشته، افراد مسن که مزایای تأمین اجتماعی آنها در برابر تورم محافظت می شود، یا بانک هایی که پول خود را با وام های قابل تنظیم وام داده اند، دیگر دلیل زیادی برای توجه به گرم شدن تورم ندارند. در دنیایی که برخی از افراد در برابر تورم نمایه می شوند و برخی دیگر نیستند، مشاغل و سرمایه گذاران باهوش مالی ممکن است به دنبال راه هایی برای محافظت در برابر تورم باشند، در حالی که مشاغل کوچک و پیچیده مالی ممکن است بیشترین احساس را داشته باشند.
پیش نمایشی از مباحث سیاست تورم
این فصل بر چگونگی اندازه گیری تورم توسط اقتصاددانان، تجربه تاریخی با تورم، نحوه تنظیم متغیرهای اسمی به متغیرهای واقعی، چگونگی تأثیر تورم بر اقتصاد و نحوه عملکرد نمایه سازی متمرکز شده است. ما به ندرت به علل تورم اشاره کرده ایم و به سیاست های دولت برای مقابله با تورم توجه نکرده ایم. ما این مسائل را در فصل های دیگر به طور عمیق بررسی خواهیم کرد. با این حال، ارائه پیش نمایش در اینجا مفید است.
ما می توانیم علت تورم را در یک عبارت خلاصه کنیم: دلار بیش از حد به دنبال کالاهای بسیار کمی است. موج بزرگ تورم در اوایل قرن بیستم پس از جنگ ها رخ داد، زمانی که هزینه های دولت بسیار زیاد است، اما مصرف کنندگان چیزی برای خرید ندارند، زیرا تولید به تلاش های جنگی می رود. دولت ها همچنین معمولا کنترل قیمت ها را در طول جنگ اعمال می کنند. پس از جنگ، کنترل قیمت ها پایان می یابد و قدرت خرید متوقف شده افزایش می یابد و تورم را افزایش می دهد. در غیر این صورت، اگر دلار های بسیار کمی کالاهای زیادی را تعقیب کنند، تورم کاهش می یابد یا حتی به تورم تبدیل می شود. بنابراین، ما به طور معمول کاهش فعالیت های اقتصادی، مانند رکودهای عمده و رکود بزرگ، را با کاهش تورم یا حتی تورم آشکار مرتبط می کنیم.
پیامدهای این سیاست ها واضح است. اگر بخواهیم از تورم جلوگیری کنیم، میزان قدرت خرید در اقتصاد باید تقریباً به همان میزان تولید کالا رشد کند. سیاست های اقتصاد کلان که دولت می تواند برای تأثیر بر میزان قدرت خرید از طریق مالیات، هزینه ها و تنظیم نرخ بهره و اعتبار استفاده کند، می تواند تورم را افزایش دهد یا تورم را به سطوح پایین تر کاهش دهد.
آن را به خانه بیاورید
تورم در یک بیماری همه گیر - بازگشت به دهه 1970 یا تعدیل موقت؟
رکود ناشی از بیماری همه گیر باعث ایجاد انواع اختلالات در اقتصاد ما، از جمله تورم شد. در طول همه گیری، قیمت کالاهایی مانند بنزین و اتومبیل کاهش یافت زیرا مردم به کار از راه دور روی آوردند و برنامه های سفر را لغو کردند. اما با شروع بهبودی اقتصاد از بیماری همه گیر در اوایل سال 2021، شاهد افزایش زیادی در این قیمت ها بودیم. قیمت های بالاتر نیز با تزریق پول نقد به اقتصاد از طریق چک های محرک و مزایای بیکاری تقویت شد. این بیماری همه گیر همچنین باعث کمبودهایی در سراسر زنجیره تأمین جهانی شد و قیمت ها را بیشتر افزایش داد (وقتی در مورد عرضه و تقاضای کل صحبت می کنیم در مورد این ایده در چند فصل اطلاعات بیشتری کسب خواهید کرد).
با توجه به اینکه نرخ تورم سالانه سالانه در سال 2021 بیش از 6٪ است، سوال در چند سال آینده این است که آیا ما شاهد نرخ تورم دائمی 9٪، 10٪ یا بیشتر خواهیم بود، مانند آنچه در دهه 1970 و اوایل دهه 1980 انجام دادیم. برخی از اقتصاددانان معتقدند تورم ناشی از همه گیری فقط یک تعدیل گذرا است - در واقع، قیمت خودروهای دست دوم و بنزین در سال 2010 و 2011 نیز به طرز چشمگیری افزایش یافت، زیرا ما در حال بهبودی از رکود بزرگ بودیم. برخی دیگر بیشتر نگران این هستند که تورم دائمی باشد. کمبودها از اوایل سال 2022 در سراسر اقتصاد همچنان وجود دارد و اگر مصرف کنندگان انتظار تورم بیشتری داشته باشند، می تواند یک پیشگویی خودکفا باشد، زیرا آنها برای جلوگیری از تورم در آینده شروع به خرید چیزهایی می کنند.
همانطور که قبلا در مورد آن یاد گرفتید، تورم یک نگرانی عمده مصرف کنندگان است، اگر کمتر از یک مسئله در میان اقتصاددانان باشد. اما تورم باید با افزایش استانداردهای زندگی همراه باشد، در غیر این صورت می تواند پیامدهای عمده ای برای اقتصاد داشته باشد.


