Skip to main content
Global

9.2: مبانی انرژی

  • Page ID
    217396
  • \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)

    \( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)

    \( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    ( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)

    \( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)

    \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)

    \( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)

    \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)

    \( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)

    \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)

    \( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)

    \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)

    \( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}}      % arrow\)

    \( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)

    \( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)

    \( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)

    \( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)

    \(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)

    \( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)

    \(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)
    اهداف یادگیری

    در پایان این بخش، شما قادر خواهید بود:

    • تعریف انرژی، تشخیص انواع انرژی و توصیف ماهیت تغییرات انرژی که با تغییرات شیمیایی و فیزیکی همراه است
    • خواص مربوط به گرما، انرژی حرارتی و دما را تشخیص دهید
    • تعریف و تشخیص حرارت ویژه و ظرفیت حرارتی، و توصیف پیامدهای فیزیکی هر دو
    • محاسبات مربوط به گرما، گرمای ویژه و تغییر دما را انجام دهید

    تغییرات شیمیایی و تغییرات همراه با آنها در انرژی بخش مهمی از دنیای روزمره ما هستند (شکل\(\PageIndex{1}\)). مواد مغذی موجود در غذا (پروتئین ها، چربی ها و کربوهیدرات ها) تحت واکنش های متابولیکی قرار می گیرند که انرژی لازم برای حفظ عملکرد بدن ما را فراهم می کنند. ما انواع سوخت ها (بنزین، گاز طبیعی، زغال سنگ) را برای تولید انرژی برای حمل و نقل، گرمایش و تولید برق می سوزانیم. واکنش های شیمیایی صنعتی از مقادیر زیادی انرژی برای تولید مواد خام (مانند آهن و آلومینیوم) استفاده می کنند. سپس انرژی برای تولید این مواد خام به محصولات مفید مانند اتومبیل، آسمان خراش ها و پل ها استفاده می شود.

    سه تصویر نشان داده شده و دارای برچسب a، b و c هستند تصویر a یک چیزبرگر است. تصویر B یک بزرگراه را نشان می دهد که پر از ترافیک است. تصویر c یک دیدگاه به یک کوره فلزی صنعتی است. نمای داخل کوره آتش سوزی داغ را در داخل نشان می دهد.
    انرژی درگیر در تغییرات شیمیایی برای زندگی روزمره ما مهم است: (الف) چیزبرگر برای ناهار انرژی مورد نیاز شما برای گذراندن بقیه روز را فراهم می کند؛ (ب) احتراق بنزین انرژی را فراهم می کند که ماشین شما (و شما) را بین خانه، محل کار و مدرسه حرکت می دهد؛ و (ج) کک، یک شکل فرآوری شده از زغال سنگ، انرژی مورد نیاز برای تبدیل سنگ آهن به آهن را فراهم می کند، که برای ساخت بسیاری از موارد ضروری است. محصولاتی که روزانه استفاده می کنیم. \(\PageIndex{1}\) (اعتبار a: اصلاح کار توسط «عکاسی شربت صورتی»/فلیکر؛ اعتبار ب: اصلاح کار توسط جفری ترنر)

    بیش از 90 درصد از انرژی که ما استفاده می کنیم در اصل از خورشید می آید. هر روز، خورشید تقریباً 10,000 برابر مقدار انرژی لازم برای تأمین تمام نیازهای انرژی جهان در آن روز را تأمین می کند. چالش ما یافتن راه هایی برای تبدیل و ذخیره انرژی خورشیدی ورودی است تا بتوان از آن در واکنش ها یا فرآیندهای شیمیایی استفاده کرد که هم راحت و هم غیر آلاینده هستند. گیاهان و بسیاری از باکتری ها انرژی خورشیدی را از طریق فتوسنتز جذب می کنند. ما انرژی ذخیره شده در گیاهان را هنگام سوزاندن چوب یا محصولات گیاهی مانند اتانول آزاد می کنیم. ما همچنین از این انرژی برای تأمین سوخت بدن خود با خوردن غذاهایی که مستقیماً از گیاهان یا حیواناتی که انرژی خود را با خوردن گیاهان دریافت می کنند، استفاده می کنیم. سوزاندن زغال سنگ و نفت همچنین انرژی خورشیدی ذخیره شده را آزاد می کند: این سوخت ها مواد گیاهی و حیوانی فسیلی هستند.

    این فصل ایده های اساسی یک منطقه مهم از علم مربوط به میزان گرمای جذب شده یا آزاد شده در طول تغییرات شیمیایی و فیزیکی را معرفی می کند - منطقه ای به نام ترموشیمی. مفاهیم معرفی شده در این فصل به طور گسترده ای در تقریبا تمام زمینه های علمی و فنی استفاده می شود. دانشمندان مواد غذایی از آنها برای تعیین محتوای انرژی غذاها استفاده می کنند. زیست شناسان انرژی موجودات زنده را مطالعه می کنند، مانند احتراق متابولیک قند به دی اکسید کربن و آب. صنایع نفت، گاز و حمل و نقل، تامین کنندگان انرژی های تجدید پذیر و بسیاری دیگر تلاش می کنند تا روش های بهتری برای تولید انرژی برای نیازهای تجاری و شخصی ما پیدا کنند. مهندسان تلاش می کنند تا بهره وری انرژی را بهبود بخشند، راه های بهتری برای گرم کردن و خنک کردن خانه های ما پیدا کنند، مواد غذایی و نوشیدنی های ما را در یخچال قرار دهند و نیازهای انرژی و خنک کننده رایانه ها و الکترونیک را از جمله برنامه های کاربردی دیگر برآورده کنند. درک اصول ترموشیمی برای شیمیدانان، فیزیکدانان، زیست شناسان، زمین شناسان، هر نوع مهندس و تقریباً در مورد هرکسی که مطالعه می کند یا هر نوع علمی را انجام می دهد ضروری است.

    رده: انرژی

    انرژی را می توان به عنوان ظرفیت تأمین گرما یا انجام کار تعریف کرد. یک نوع کار (w) فرآیند حرکت ماده در برابر نیروی مخالف است. به عنوان مثال، ما وقتی یک تایر دوچرخه را باد می کنیم کار می کنیم - ماده (هوا در پمپ) را در برابر نیروی مخالف هوا در حال حاضر در تایر حرکت می دهیم.

    مانند ماده، انرژی در انواع مختلفی به وجود می آید. یک طرح انرژی را به دو نوع طبقه بندی می کند: انرژی پتانسیل، انرژی یک جسم به دلیل موقعیت نسبی، ترکیب یا شرایط آن و انرژی جنبشی، انرژی که یک جسم به دلیل حرکت خود دارد. آب در بالای یک آبشار یا سد به دلیل موقعیت خود دارای انرژی پتانسیل است؛ زمانی که از طریق ژنراتورها به سمت پایین جریان می‌یابد، دارای انرژی جنبشی است که می‌تواند برای انجام کار و تولید برق در یک نیروگاه برق آبی مورد استفاده قرار گیرد (شکل\(\PageIndex{2}\)). یک باتری دارای انرژی بالقوه است زیرا مواد شیمیایی موجود در آن می توانند الکتریسیته تولید کنند که می تواند کار کند.

    دو تصویر نشان داده شده و برچسب a و b را نشان می دهد. تصویر a یک آبشار بزرگ را نشان می دهد که آب از ارتفاع بالا در بالای آبشار به ارتفاع پایین تر سقوط می کند. تصویر دوم نمایی است که از پایین به سد هوور نگاه می کند. آب در پشت دیواره بلند سد از یک طرف و در پایه سد از طرف دیگر نشان داده شده‌است.
    شکل\(\PageIndex{2}\): (الف) آب در ارتفاع بالاتر، به عنوان مثال، در بالای آبشار ویکتوریا، دارای انرژی پتانسیل بالاتری نسبت به آب در ارتفاع پایین تر است. با سقوط آب، مقداری از انرژی پتانسیل آن به انرژی جنبشی تبدیل می شود. (ب) اگر آب از طریق ژنراتورهای پایین یک سد جریان یابد، مانند سد هوور که در اینجا نشان داده شده است، انرژی جنبشی آن به انرژی الکتریکی تبدیل می شود. (اعتبار a: اصلاح کار توسط استیو جوروتسون؛ اعتبار ب: اصلاح کار توسط «curimedia» /ویکی مدیا)

    انرژی را می توان از یک شکل به شکل دیگر تبدیل کرد، اما تمام انرژی موجود قبل از وقوع تغییر همیشه به شکلی پس از تکمیل تغییر وجود دارد. این مشاهده در قانون پایستگی انرژی بیان می‌شود: در طی یک تغییر شیمیایی یا فیزیکی، انرژی نه می‌تواند ایجاد شود و نه از بین برود، گرچه می‌تواند به شکل تغییر کند. (این نیز یک نسخه از قانون اول ترمودینامیک است، همانطور که بعدا یاد خواهید گرفت.)

    هنگامی که یک ماده به ماده دیگر تبدیل می شود، همیشه یک تبدیل مرتبط از یک شکل انرژی به دیگری وجود دارد. گرما معمولاً آزاد یا جذب می شود، اما گاهی اوقات این تبدیل شامل نور، انرژی الکتریکی یا شکل دیگری از انرژی است. به عنوان مثال، انرژی شیمیایی (نوعی انرژی پتانسیل) در مولکول هایی که بنزین را تشکیل می دهند ذخیره می شود. هنگامی که بنزین در داخل سیلندرهای موتور خودرو احتراق می شود، محصولات گازی که به سرعت در حال گسترش هستند این واکنش شیمیایی هنگام حرکت پیستون های سیلندر، انرژی مکانیکی (نوعی انرژی جنبشی) تولید می کنند.

    طبق قانون بقای ماده (که در فصل قبل دیده می شود)، هیچ تغییر قابل تشخیصی در مقدار کل ماده در طی یک تغییر شیمیایی وجود ندارد. هنگامی که واکنش های شیمیایی رخ می دهد، تغییرات انرژی نسبتا کم است و تغییرات جرم برای اندازه گیری بسیار کوچک است، بنابراین قوانین بقای ماده و انرژی به خوبی حفظ می شوند. با این حال، در واکنش های هسته ای، تغییرات انرژی بسیار بزرگتر است (با عوامل یک میلیون یا بیشتر)، تغییرات جرم قابل اندازه گیری است و تبدیل ماده به انرژی قابل توجه است. این موضوع در فصل بعدی شیمی هسته ای با جزئیات بیشتری مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

    انرژی حرارتی، دما و گرما

    انرژی حرارتی انرژی جنبشی مرتبط با حرکت تصادفی اتم ها و مولکول ها است. دما یک اندازه گیری کمی از «گرم» یا «سرد» است. هنگامی که اتم ها و مولکول های موجود در یک جسم به سرعت در حال حرکت یا ارتعاش هستند، میانگین انرژی جنبشی (KE) بالاتری دارند و می گوییم جسم «داغ» است. هنگامی که اتم ها و مولکول ها به آرامی حرکت می کنند، میانگین KE کمتری دارند و ما می گوییم که جسم «سرد» است (شکل\(\PageIndex{3}\)). با فرض اینکه هیچ واکنش شیمیایی یا تغییر فاز (مانند ذوب یا تبخیر) رخ ندهد، افزایش مقدار انرژی حرارتی در یک نمونه از ماده باعث افزایش دمای آن خواهد شد. و با فرض اینکه هیچ واکنش شیمیایی یا تغییر فاز (مانند تراکم یا انجماد) رخ ندهد، کاهش مقدار انرژی حرارتی در یک نمونه از ماده باعث کاهش دمای آن خواهد شد.

    دو نقشه مولکولی نشان داده شده و برچسب a و b دارند.رسم a یک جعبه حاوی چهارده کره قرمز رنگ است که توسط خطوطی احاطه شده اند که نشان می دهد ذرات به سرعت در حال حرکت هستند. این نقاشی دارای برچسبی است که روی آن نوشته شده است «مایع داغ». نقاشی b جعبه دیگری با اندازه مساوی را نشان می دهد که شامل چهارده کره است، اما اینها آبی هستند. همه آنها توسط خطوط کوچکتر احاطه شده اند که برخی از حرکت ذرات را نشان می دهد، اما نه به اندازه نقاشی یک این نقاشی دارای برچسب است که روی آن نوشته شده است «مایع سرد».
    شکل\(\PageIndex{3}\): (الف) مولکولهای موجود در یک نمونه آب گرم سریعتر از (ب) مولکولهای موجود در یک نمونه آب سرد حرکت میکنند.
    پیوند به یادگیری

    برای مشاهده اثرات دما بر روی حرکت مولکولی روی این شبیه سازی تعاملی کلیک کنید.

    بیشتر مواد با افزایش دمای آنها منبسط می شوند و با کاهش دمای آنها منقبض می شوند. این ویژگی را می توان برای اندازه گیری تغییرات دما استفاده کرد، همانطور که در شکل نشان داده شده \(\PageIndex{4}\) است. عملکرد بسیاری از دماسنج ها بستگی به انبساط و انقباض مواد در پاسخ به تغییرات دما دارد.

    یک تصویر با برچسب a و همچنین یک جفت نقاشی با برچسب b نشان داده شده است. تصویر a قسمت پایین دماسنج الکل را نشان می دهد. دماسنج دارای مقیاس چاپی در سمت چپ لوله در مرکز است که از منفی چهل درجه در پایین تا چهل درجه در بالا خوانده می شود. همچنین دارای یک مقیاس چاپ شده در سمت راست لوله است که از منفی سی درجه در پایین تا سی و پنج درجه در بالا خوانده می شود. در هر دو مقیاس، حجم الکل در لوله بین 9 تا 10 درجه است. دو تصویر با برچسب b هر دو یک نوار فلزی را نشان می دهند که به یک مارپیچ پیچ خورده و از برنج و فولاد تشکیل شده است. سیم پیچ سمت چپ، که به آرامی پیچ خورده است، در امتداد لبه بالایی آن با 30 درجه سانتیگراد و 10 درجه سانتیگراد برچسب گذاری شده است. انتهای سیم پیچ نزدیک برچسب 30 درجه سانتیگراد است. سیم پیچ دست راست بسیار محکم تر است و انتهای آن نزدیک به برچسب 10 درجه سانتیگراد است.
    شکل\(\PageIndex{4}\): (الف) در دماسنج الکلی یا جیوه ای، مایع (رنگ قرمز برای دید) هنگام گرم شدن منبسط می شود و هنگام خنک شدن منقبض می شود، بسیار بیشتر از لوله شیشه ای که حاوی مایع است. (ب) در دماسنج دو فلزی، دو فلز مختلف (مانند برنج و فولاد) یک نوار دو لایه را تشکیل می دهند. هنگام گرم شدن یا سرد شدن، یکی از فلزات (برنج) بیش از فلز دیگر (فولاد) منبسط یا منقبض می شود و باعث می شود نوار سیم پیچ یا باز شود. هر دو نوع دماسنج دارای مقیاس کالیبره شده ای هستند که دما را نشان می دهد. (اعتبار a: اصلاح کار توسط «dwstucke» /فلیکر)
    پیوند به یادگیری

    نمایش زیر به شما امکان می دهد تا اثرات گرمایش و سرمایش یک نوار دو فلزی پیچ خورده را مشاهده کنید.

    گرما (q) انتقال انرژی حرارتی بین دو جسم در دماهای مختلف است. جریان گرما (یک اصطلاح زائد، اما یکی معمولاً استفاده می شود) انرژی حرارتی یک جسم را افزایش می دهد و انرژی حرارتی جسم دیگر را کاهش می دهد. فرض کنید در ابتدا یک ماده با دمای بالا (و انرژی حرارتی بالا) (H) و یک ماده با دمای پایین (و انرژی حرارتی پایین) (L) داریم. اتم ها و مولکول های H میانگین KE بالاتری نسبت به L دارند. اگر ماده H را در تماس با ماده L قرار دهیم، انرژی حرارتی خود به خود از ماده H به ماده L جریان می یابد. دمای ماده H و همچنین میانگین KE مولکول های آن کاهش می یابد. دمای ماده L همراه با میانگین KE مولکول های آن افزایش می یابد. جریان گرما تا زمانی که دو ماده در یک دما قرار بگیرند ادامه خواهد یافت (شکل\(\PageIndex{5}\)).

    سه نقاشی به ترتیب a، b و c نشان داده شده و برچسب گذاری شده اند. اولین نقاشی که برچسب a را نشان می دهد، دو جعبه را نشان می دهد، با یک فضای بین و جفت تحت عنوان «دماهای مختلف». جعبه سمت چپ دارای برچسب H است و دارای چهارده کره قرمز با فاصله مناسب با خطوطی است که در اطراف آنها کشیده شده است تا حرکت سریع را نشان دهد. جعبه دست راست برچسب L دارد و چهارده کره آبی را به تصویر می‌کشد که نسبت به کره‌های قرمز به هم نزدیک‌تر هستند و خطوط کوچک‌تری در اطراف خود دارند که حرکت ذرات کمتری را نشان می‌دهند. نقاشی دوم با برچسب b دو جعبه را نشان می دهد که یکدیگر را لمس می کنند. جعبه سمت چپ دارای برچسب H است و شامل چهارده کره مارون است که به طور مساوی از هم فاصله دارند. خطوط کوچکی در اطراف هر کره وجود دارد که حرکت ذرات را نشان می دهد. جعبه سمت راست دارای برچسب L است و چهارده کره بنفش را در خود جای داده است که کمی به هم نزدیک تر از کره های مارون هستند. همچنین خطوط کوچکی در اطراف هر کره وجود دارد که حرکت ذرات را نشان می دهد. یک پیکان سیاه از جعبه سمت چپ به جعبه سمت راست اشاره می کند و جفت نمودارها با عنوان «تماس» عنوان می شوند. نقاشی سوم با برچسب c، برچسب «تعادل حرارتی» است. دو جعبه در تماس با یکدیگر نشان داده شده است. هر دو جعبه شامل چهارده کره بنفش با خطوط کوچک در اطراف آنها حرکت متوسط را نشان می دهد. جعبه سمت چپ دارای برچسب H و جعبه سمت راست دارای برچسب L است.
    شکل\(\PageIndex{5}\): (الف) مواد H و L در ابتدا در دماهای مختلف قرار دارند و اتم های آنها انرژی جنبشی متوسط متفاوتی دارند. (ب) هنگامی که آنها با یکدیگر تماس می گیرند، برخورد بین مولکول ها منجر به انتقال انرژی جنبشی (حرارتی) از ماده گرمتر به ماده سردتر می شود. (ج) دو جسم زمانی به «تعادل گرمایی» می‌رسند که هر دو ماده در یک دما باشند و مولکول‌های آن‌ها انرژی جنبشی متوسط یکسانی داشته باشند.
    پیوند به یادگیری

    با کلیک بر روی شبیه سازی PhET به کشف اشکال انرژی و تغییرات. برای ایجاد ترکیبی از منابع انرژی، روش های تبدیل و خروجی ها به تب سیستم های انرژی مراجعه کنید. با کلیک بر روی نمادهای انرژی برای تجسم انتقال انرژی.

    ماده تحت واکنش های شیمیایی و تغییرات فیزیکی می تواند گرما را آزاد یا جذب کند. تغییری که گرما را آزاد می کند فرآیند گرمازا نامیده می شود. به عنوان مثال، واکنش احتراق که هنگام استفاده از مشعل اکسی استیلن رخ می دهد یک فرآیند گرمازا است - این فرآیند همچنین انرژی را به شکل نور آزاد می کند که توسط شعله مشعل مشهود است (شکل). \(\PageIndex{6}\) واکنش یا تغییری که گرما را جذب می کند یک فرآیند گرماگیر است. یک بسته سرد که برای درمان فشارهای عضلانی استفاده می شود، نمونه ای از یک فرآیند گرماگیر را فراهم می کند. هنگامی که مواد موجود در بسته سرد (آب و نمکی مانند نیترات آمونیوم) با هم جمع می شوند، فرآیند حاصل گرما را جذب می کند و منجر به احساس سرما می شود.

    دو تصویر نشان داده شده و برچسب a و b را نشان می دهد. تصویر a نشان می دهد که یک کراوات فلزی راه آهن با شعله مشعل استیلن بریده شده است. تصویر b یک بسته سرد شیمیایی حاوی نیترات آمونیوم را نشان می دهد.
    شکل\(\PageIndex{6}\): (الف) مشعل اکسی استیلن با احتراق استیلن در اکسیژن گرما تولید می کند. انرژی آزاد شده توسط این واکنش گرمازا باعث گرم شدن و سپس ذوب فلز در حال برش می شود. جرقه ها تکه های کوچکی از فلز مذاب هستند که پرواز می کنند. (ب) یک بسته سرد از یک فرآیند گرماگیر برای ایجاد احساس سرما استفاده می کند. (اعتبار a: اصلاح کار توسط «اسکیت دوچرخهسواری» /ویکیانبار)

    از لحاظ تاریخی، انرژی در واحد کالری (cal) اندازه گیری می شد. کالری مقدار انرژی مورد نیاز برای بالا بردن یک گرم آب به میزان 1 درجه سانتیگراد (1 کلوین) است. با این حال، این مقدار به فشار اتمسفر و دمای شروع آب بستگی دارد. سهولت اندازه گیری تغییرات انرژی در کالری به این معنی است که کالری هنوز هم اغلب استفاده می شود. کالری (با C بزرگ)، یا کالری بزرگ، که معمولا در اندازه گیری محتوای انرژی مواد غذایی استفاده می شود، یک کیلو کالری است. واحد SI گرما، کار و انرژی ژول است. ژول (J) به عنوان مقدار انرژی استفاده می شود زمانی که نیروی 1 نیوتن یک جسم را 1 متر حرکت می دهد تعریف می شود. این نام به افتخار فیزیکدان انگلیسی جیمز پرسکات ژول نامگذاری شده‌است. یک ژول معادل 1 کیلوگرم m 2 /s 2 است که به آن 1 نیوتون-متر نیز گفته می شود. کیلوژول (کیلوژول) 1000 ژول است. برای استاندارد کردن تعریف آن، 1 کالری برابر با 4.184 ژول تعیین شده است.

    اکنون دو مفهوم مفید در توصیف جریان گرما و تغییر دما را معرفی می کنیم. ظرفیت گرمایی (C) یک جسم ماده مقدار گرمایی (q) است که هنگام تجربه تغییر دما (Δ T) 1 درجه سانتیگراد (یا به طور معادل 1 کلوین) جذب یا آزاد می کند:

    \[C=\frac{q}{\Delta T} \nonumber \]

    ظرفیت حرارتی با توجه به نوع و مقدار ماده ای که گرما را جذب یا آزاد می کند تعیین می شود. بنابراین این یک ویژگی گسترده است - ارزش آن متناسب با مقدار ماده است.

    به عنوان مثال، ظرفیت های حرارتی دو تابه چدنی را در نظر بگیرید. ظرفیت حرارتی تابه بزرگ پنج برابر بیشتر از ظرف کوچک است زیرا اگرچه هر دو از یک ماده ساخته شده اند، اما جرم تابه بزرگ پنج برابر جرم تابه کوچک است. جرم بیشتر به این معنی است که اتمهای بیشتری در تابه بزرگتر وجود دارند، بنابراین انرژی بیشتری لازم است تا همه این اتمها سریعتر ارتعاش کنند. ظرفیت گرمایی ماهیتابه چدنی کوچک با مشاهده اینکه ۱۸٬۱۵۰ ژول انرژی لازم است تا دمای ماهیتابه را تا ۵۰٫۰ درجه سانتیگراد بالا ببرد، پیدا می‌شود:

    \[C_{\text {small pan }}=\frac{18,140 J }{50.0{ }^{\circ} C }=363 J /{ }^{\circ} C \nonumber \]

    ماهیتابه چدنی بزرگتر، در حالی که از همان ماده ساخته شده است، به 90,700 J انرژی نیاز دارد تا دمای آن را تا 50.0 درجه سانتیگراد افزایش دهد. تابه بزرگتر دارای ظرفیت گرمایی (متناسب) بیشتری است زیرا مقدار بیشتر ماده به مقدار (متناسب) بیشتری انرژی نیاز دارد تا همان تغییر دما را ایجاد کند:

    \[C_{\text {large pan }}=\frac{90,700 J }{50.0{ }^{\circ} C }=1814 J /{ }^{\circ} C \nonumber \]

    ظرفیت گرمایی ویژه (c) یک ماده، که معمولاً «گرمای ویژه» آن نامیده می شود، مقدار گرمای مورد نیاز برای بالا بردن دمای 1 گرم ماده به میزان 1 درجه سانتیگراد (یا 1 کلوین) است:

    \[c=\frac{q}{m \Delta T} \nonumber \]

    ظرفیت گرمایی ویژه فقط به نوع ماده جذب کننده یا آزاد کننده گرما بستگی دارد. این یک ویژگی فشرده است - نوع، اما نه مقدار آن، همه چیز مهم است. به عنوان مثال، ماهیتابه کوچک چدنی دارای جرم 808 گرم است بنابراین گرمای ویژه آهن (ماده ای که برای ساخت تابه استفاده می شود) عبارت است از:

    \[c_{\text {iron }}=\frac{18,140 J }{(808 g )\left(50.0{ }^{\circ} C \right)}=0.449 J / g { }^{\circ} C \nonumber \]

    ماهیتابه بزرگ دارای جرم 4040 گرم است با استفاده از داده های این تابه، می توانیم گرمای ویژه آهن را نیز محاسبه کنیم:

    \[c_{\text {iron }}=\frac{90,700 J }{(4040 g )\left(50.0{ }^{\circ} C \right)}=0.449 J / g { }^{\circ} C \nonumber \]

    اگرچه تابه بزرگ از تابه کوچک عظیم تر است، اما از آنجا که هر دو از یک ماده ساخته شده اند، هر دو برای گرمای ویژه (برای ماده ساخت و ساز، آهن) ارزش یکسانی دارند. توجه داشته باشید که گرمای ویژه در واحد انرژی در هر دما در هر جرم اندازه گیری می شود و یک ویژگی فشرده است که از نسبت دو ویژگی گسترده (گرما و جرم) حاصل می شود. ظرفیت حرارتی مولی، همچنین یک ویژگی فشرده، ظرفیت حرارتی در هر مول از یک ماده خاص است و دارای واحد J/mol° C است (شکل\(\PageIndex{7}\)).

    تصویر نشان می دهد دو ماهی تابه فلزی سیاه و سفید نشسته بر روی یک سطح صاف. تابه سمت چپ تقریباً نیمی از اندازه تابه راست است.
    شکل\(\PageIndex{7}\): یک ماهیتابه بزرگ به دلیل جرم بزرگتر، ظرفیت گرمایی بیشتری نسبت به ماهیتابه کوچک دارد. از آنجا که آنها از یک ماده ساخته شده اند، هر دو ماهیتابه گرمای ویژه یکسانی دارند. (اعتبار: مارک بلیزر)

    آب دارای گرمای ویژه نسبتاً بالایی است (حدود 4.2 J/g C برای مایع و 2.09 J/g C برای جامد)؛ اکثر فلزات گرمای ویژه بسیار کمتری دارند (معمولاً کمتر از 1 J/g° C). گرمای ویژه یک ماده تا حدودی با درجه حرارت متفاوت است. با این حال، این تغییر معمولاً به اندازه کافی کوچک است که ما گرمای ویژه را در محدوده دمایی که در این فصل در نظر گرفته می شود ثابت می کنیم. گرمای خاص برخی از مواد رایج در جدول ذکر شده \(\PageIndex{1}\) است.

    جدول\(\PageIndex{1}\): گرمای ویژه مواد معمولی در دمای 25 درجه سانتیگراد و 1 بار
    ماده نماد (دولت) گرمای ویژه (J/g° C)
    هلیوم او (g) ۵٫۱۹۳
    آب H 2 O (ل) ۴٫۱۸۴
    اتانول C 2 H 6 O (ل) ۲٫۳۷۶
    یخ H 2 O (ها) 2.093 (در دمای -10 درجه سانتیگراد)
    بخار آب H 2 O (گرم) ۱٫۸۶۴
    نيتروژن N 2 (گرم) ۱٫۰۴۰
    هوا   ۱٫۰۰۷
    اکسیژن O 2 (گرم) ۰٫۹۱۸
    آلومینیوم آل (ها) ۰٫۸۹۷
    دی اکسید کربن CO 2 (گرم) ۰٫۸۵۳
    آرگون Ar (گرم) ۰٫۵۲۲
    آهن آهن (ها) ۰٫۴۴۹
    مس مس (ها) ۰٫۳۸۵
    سرب سرب (ها) ۰٫۱۳۰
    طلا طلا (ها) ۰٫۱۲۹
    سيليکون سی (ها) ۰٫۷۱۲

    اگر جرم یک ماده و گرمای ویژه آن را بدانیم، می توانیم مقدار گرما، q، ورود یا خروج از ماده را با اندازه گیری تغییر دما قبل و بعد از به دست آوردن یا از دست دادن گرما تعیین کنیم:

    \ begin {align}
    q & =(\ text {گرمای خاص})\ بار (\ text {جرم ماده})\ بار (\ متن {تغییر دما})\nشماره\\ [4pt]
    &=c\ بار m\ بار\ دلتا T\nشماره\\\ [4pt]
    &=c\ بار m\ left (T_ {\ text {final} -T_ {\ متن {اولیه}}\ right)\ label {heateq}\ پایان {تراز}

    در این معادله، c گرمای ویژه ماده، m جرم آن و Δ T (که «دلتا T» خوانده می شود) تغییر دما، T نهایی− T اولیه است. اگر یک ماده انرژی حرارتی به دست آورد، دمای آن افزایش می یابد، دمای نهایی آن بالاتر از دمای اولیه آن است، T نهایی-T اولیه دارای مقدار مثبت و مقدار q مثبت است. اگر یک ماده انرژی حرارتی را از دست بدهد، دمای آن کاهش می یابد، دمای نهایی پایین تر از دمای اولیه است، T نهایی-T اولیه مقدار منفی دارد و مقدار q منفی است.

    مثال\(\PageIndex{1}\): اندازه گیری گرما

    یک فلاسک حاوی 8.0 10 2 گرم آب گرم می شود و دمای آب از 21 درجه سانتیگراد به 85 درجه سانتیگراد افزایش می یابد. آب چقدر گرما جذب کرده است؟

    راه حل

    برای پاسخ به این سوال، این عوامل را در نظر بگیرید:

    • گرمای ویژه ماده ای که گرم می شود (در این مورد، آب)
    • مقدار ماده گرم شده (در این مورد، 8.0 × 10 2 گرم)
    • مقدار تغییر دما (در این مورد، از 21 درجه سانتیگراد تا 85 درجه سانتیگراد).

    گرمای ویژه آب 4.184 J/g C° است، بنابراین برای گرم کردن 1 گرم آب به میزان 1 درجه سانتیگراد نیاز به 4.184 J داریم توجه داریم که از آنجا که 4.184 J برای گرم کردن 1 گرم آب 1 درجه سانتیگراد لازم است، برای گرم کردن 8.0 × 10 2 گرم آب به میزان 1 درجه سانتیگراد به 800 برابر نیاز خواهیم داشت.. در نهایت مشاهده می کنیم که از آنجا که 4.184 J برای گرم کردن 1 گرم آب 1 درجه سانتیگراد لازم است، به 64 برابر نیاز خواهیم داشت. برای گرم کردن آن 64 درجه سانتیگراد (یعنی از 21 درجه سانتیگراد تا 85 درجه سانتیگراد).

    این را می توان با استفاده از معادله\ ref {heateq} خلاصه کرد:

    \ begin {aligned}
    q &=c\ بار m\ times\ Delta T=c\ بار m\ times\ left (T_ {\ text {final}} -T_ {\ text {اولیه}}\ right)\ [4pt]
    &=\ left (4.184 J/\ frac {g} {\ circ} {\ circ} {\ circ} C\ right)\ times\ left (4.184 J/frac {g} {\ circ} {\ circ} C\ right) بار 10^2 گرم\ راست)\ بار (85-21) {} ^ {\ circ} C\\ [4pt]
    &=\ چپ (4.184 J/g {} ^ {\ circ} C\ right)\ بار\ چپ (8.0\ بار 10 ^ 2 گرم\ راست)\ بار (64) {} ^ {\ circ} C\ [4pt] &= 210،000 J\ left (=2.1\ بار 10 ^ 2 کیلوژول\ راست)\ پایان {تراز وسط}

    به دلیل افزایش دما، آب گرما را جذب می کند و q مثبت است.

    ورزش \(\PageIndex{1}\)

    چه مقدار گرما، در ژول، باید به یک تابه آهن 502 گرم اضافه شود تا دمای آن از 25 درجه سانتیگراد به 250 درجه سانتیگراد افزایش یابد؟ گرمای ویژه آهن 0.449 J/g° C است.

    پاسخ

    ۵٫۰۷ ۱۰ ۴ جی

    توجه داشته باشید که رابطه بین گرما، گرمای ویژه، جرم و تغییر دما می تواند برای تعیین هر یک از این کمیت ها (نه فقط گرما) مورد استفاده قرار گیرد، اگر سه مورد دیگر شناخته شده باشند یا قابل استنباط باشند.

    مثال\(\PageIndex{2}\): تعیین مقادیر دیگر

    یک قطعه فلز ناشناخته 348 گرم وزن دارد. هنگامی که قطعه فلزی 6.64 کیلوژول گرما را جذب می کند، دمای آن از 22.4 درجه سانتیگراد به 43.6 درجه سانتیگراد افزایش می یابد. گرمای ویژه این فلز را تعیین کنید (که ممکن است سرنخی از هویت آن ارائه دهد).

    راه حل

    از آنجایی که تغییر جرم، گرما و دما برای این فلز شناخته شده است، می توانیم گرمای ویژه آن را با استفاده از رابطه در معادله\ ref {heateq} تعیین کنیم:

    \[q=c \times m \times \Delta T=c \times m \times\left(T_{\text {final }}-T_{\text {initial }}\right) \nonumber \]

    جایگزینی مقادیر شناخته شده:

    \[6640 J =c \times(348 g ) \times(43.6-22.4){ }^{\circ} C \nonumber \]

    حل کردن:

    \[c=\frac{6640 J }{(348 g ) \times\left(21.2{ }^{\circ} C \right)}=0.900 J / g^{\circ} C \nonumber \]

    مقایسه این مقدار با مقادیر در جدول\(\PageIndex{1}\)، این مقدار با گرمای ویژه آلومینیوم مطابقت دارد، که نشان می دهد فلز ناشناخته ممکن است آلومینیوم باشد.

    ورزش \(\PageIndex{2}\)

    یک قطعه فلز ناشناخته 217 گرم وزن دارد. هنگامی که قطعه فلزی 1.43 کیلوژول گرما را جذب می کند، دمای آن از 24.5 درجه سانتیگراد به 39.1 درجه سانتیگراد افزایش می یابد. گرمای ویژه این فلز را تعیین کنید و هویت آن را پیش بینی کنید.

    پاسخ

    c = 0.451 J/g° C؛ فلز احتمالا آهن است

    شیمی در زندگی روزمره: نیروگاه های انرژی حرارتی خورشیدی

    نور خورشید که به زمین می رسد حاوی هزاران برابر انرژی است که ما در حال حاضر جذب می کنیم. سیستم های حرارتی خورشیدی یک راه حل ممکن برای مشکل تبدیل انرژی از خورشید به انرژی است که می توانیم استفاده کنیم. نیروگاه های حرارتی خورشیدی در مقیاس بزرگ مشخصات طراحی متفاوتی دارند، اما همه نور خورشید را برای گرم کردن برخی از مواد متمرکز می کنند. گرمای «ذخیره شده» در آن ماده سپس به برق تبدیل می شود.

    ایستگاه تولید سولانا در صحرای سونورا آریزونا 280 مگاوات برق تولید می کند. از آینه های سهموی استفاده می کند که نور خورشید را روی لوله های پر از مایع انتقال حرارت (HTF) متمرکز می کند (شکل\(\PageIndex{8}\)). HTF سپس دو کار انجام می دهد: آب را به بخار تبدیل می کند، که توربین ها را می چرخاند، که به نوبه خود برق تولید می کند و مخلوطی از نمک ها را ذوب و گرم می کند که به عنوان یک سیستم ذخیره انرژی حرارتی عمل می کند. پس از غروب خورشید، مخلوط نمک مذاب می تواند به اندازه کافی گرمای ذخیره شده خود را آزاد کند تا بخار تولید کند تا توربین ها را به مدت 6 ساعت کار کند. نمک مذاب استفاده می شود، زیرا آنها دارای تعدادی از خواص سودمند، از جمله ظرفیت های حرارتی بالا و هدایت حرارتی.

    این شکل دارای دو قسمت با برچسب a و b است قسمت a ردیف ها و ردیف های آینه های فرورفتگی را نشان می دهد. بخش b نشان می دهد که چگونه یک نیروگاه حرارتی خورشیدی کار می کند. سیال انتقال حرارت از طریق لوله ها وارد مخزن می شود. مخزن حاوی آب است که گرم می شود. همانطور که گرما از لوله ها به آب منتقل می شود، آب بخار می شود. بخار به یک توربین بخار منتقل می شود. توربین بخار شروع به چرخش می کند که یک ژنراتور را قدرت می دهد. بخار خروجی از توربین بخار خارج شده و وارد برج خنک‌کننده می‌شود.
    شکل\(\PageIndex{8}\): این نیروگاه حرارتی خورشیدی از آینه های سهموی برای تمرکز نور خورشید استفاده می کند. (اعتبار a: اصلاح کار توسط دفتر مدیریت زمین)

    سیستم تولید خورشیدی ۳۷۷ مگاواتی ایوانپا، واقع در صحرای موهاوی در کالیفرنیا، بزرگترین نیروگاه حرارتی خورشیدی در جهان است (شکل). \(\PageIndex{9}\) 170،000 آینه آن مقدار زیادی از نور خورشید را بر روی سه برج پر از آب متمرکز می کند و بخار را در دمای بیش از 538 درجه سانتیگراد تولید می کند که توربین های تولید کننده برق را هدایت می کند. این انرژی به اندازه کافی برای تأمین انرژی 140 هزار خانه تولید می کند. آب به دلیل ظرفیت گرمایی زیاد و گرمای تبخیر به عنوان سیال عامل استفاده می شود.

    دو تصویر نشان داده شده و برچسب a و b را نشان می دهد. تصویر a یک کارخانه حرارتی با سه برج فلزی بلند را نشان می دهد. تصویر b یک تصویر هوایی از آینه های مورد استفاده در گیاه است. آنها در ردیف مرتب شده اند.
    شکل\(\PageIndex{9}\): (الف) نیروگاه حرارتی خورشیدی Ivanpah از 170،000 آینه برای متمرکز کردن نور خورشید بر روی برج های پر از آب استفاده می کند. (ب) 4000 هکتار از زمین های عمومی در نزدیکی صحرای موهاوی و مرز کالیفرنیا و نوادا را پوشش می دهد. (اعتبار a: اصلاح کار توسط کریگ دیتریش؛ اعتبار ب: اصلاح کار توسط «USFWS منطقه جنوب غربی اقیانوس آرام» /فلیکر)

    This page titled 9.2: مبانی انرژی is shared under a CC BY 4.0 license and was authored, remixed, and/or curated by OpenStax.