10.6: نظریه سینتیک مولکولی
- Page ID
- 216010
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\( \newcommand{\dsum}{\displaystyle\sum\limits} \)
\( \newcommand{\dint}{\displaystyle\int\limits} \)
\( \newcommand{\dlim}{\displaystyle\lim\limits} \)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\) \( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\) \( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\) \( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\) \( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\id}{\mathrm{id}}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\)
\( \newcommand{\kernel}{\mathrm{null}\,}\)
\( \newcommand{\range}{\mathrm{range}\,}\)
\( \newcommand{\RealPart}{\mathrm{Re}}\)
\( \newcommand{\ImaginaryPart}{\mathrm{Im}}\)
\( \newcommand{\Argument}{\mathrm{Arg}}\)
\( \newcommand{\norm}[1]{\| #1 \|}\)
\( \newcommand{\inner}[2]{\langle #1, #2 \rangle}\)
\( \newcommand{\Span}{\mathrm{span}}\) \( \newcommand{\AA}{\unicode[.8,0]{x212B}}\)
\( \newcommand{\vectorA}[1]{\vec{#1}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorAt}[1]{\vec{\text{#1}}} % arrow\)
\( \newcommand{\vectorB}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\( \newcommand{\vectorC}[1]{\textbf{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorD}[1]{\overrightarrow{#1}} \)
\( \newcommand{\vectorDt}[1]{\overrightarrow{\text{#1}}} \)
\( \newcommand{\vectE}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash{\mathbf {#1}}}} \)
\( \newcommand{\vecs}[1]{\overset { \scriptstyle \rightharpoonup} {\mathbf{#1}} } \)
\(\newcommand{\longvect}{\overrightarrow}\)
\( \newcommand{\vecd}[1]{\overset{-\!-\!\rightharpoonup}{\vphantom{a}\smash {#1}}} \)
\(\newcommand{\avec}{\mathbf a}\) \(\newcommand{\bvec}{\mathbf b}\) \(\newcommand{\cvec}{\mathbf c}\) \(\newcommand{\dvec}{\mathbf d}\) \(\newcommand{\dtil}{\widetilde{\mathbf d}}\) \(\newcommand{\evec}{\mathbf e}\) \(\newcommand{\fvec}{\mathbf f}\) \(\newcommand{\nvec}{\mathbf n}\) \(\newcommand{\pvec}{\mathbf p}\) \(\newcommand{\qvec}{\mathbf q}\) \(\newcommand{\svec}{\mathbf s}\) \(\newcommand{\tvec}{\mathbf t}\) \(\newcommand{\uvec}{\mathbf u}\) \(\newcommand{\vvec}{\mathbf v}\) \(\newcommand{\wvec}{\mathbf w}\) \(\newcommand{\xvec}{\mathbf x}\) \(\newcommand{\yvec}{\mathbf y}\) \(\newcommand{\zvec}{\mathbf z}\) \(\newcommand{\rvec}{\mathbf r}\) \(\newcommand{\mvec}{\mathbf m}\) \(\newcommand{\zerovec}{\mathbf 0}\) \(\newcommand{\onevec}{\mathbf 1}\) \(\newcommand{\real}{\mathbb R}\) \(\newcommand{\twovec}[2]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\ctwovec}[2]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\threevec}[3]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cthreevec}[3]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fourvec}[4]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfourvec}[4]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\fivevec}[5]{\left[\begin{array}{r}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\cfivevec}[5]{\left[\begin{array}{c}#1 \\ #2 \\ #3 \\ #4 \\ #5 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\mattwo}[4]{\left[\begin{array}{rr}#1 \amp #2 \\ #3 \amp #4 \\ \end{array}\right]}\) \(\newcommand{\laspan}[1]{\text{Span}\{#1\}}\) \(\newcommand{\bcal}{\cal B}\) \(\newcommand{\ccal}{\cal C}\) \(\newcommand{\scal}{\cal S}\) \(\newcommand{\wcal}{\cal W}\) \(\newcommand{\ecal}{\cal E}\) \(\newcommand{\coords}[2]{\left\{#1\right\}_{#2}}\) \(\newcommand{\gray}[1]{\color{gray}{#1}}\) \(\newcommand{\lgray}[1]{\color{lightgray}{#1}}\) \(\newcommand{\rank}{\operatorname{rank}}\) \(\newcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\col}{\text{Col}}\) \(\renewcommand{\row}{\text{Row}}\) \(\newcommand{\nul}{\text{Nul}}\) \(\newcommand{\var}{\text{Var}}\) \(\newcommand{\corr}{\text{corr}}\) \(\newcommand{\len}[1]{\left|#1\right|}\) \(\newcommand{\bbar}{\overline{\bvec}}\) \(\newcommand{\bhat}{\widehat{\bvec}}\) \(\newcommand{\bperp}{\bvec^\perp}\) \(\newcommand{\xhat}{\widehat{\xvec}}\) \(\newcommand{\vhat}{\widehat{\vvec}}\) \(\newcommand{\uhat}{\widehat{\uvec}}\) \(\newcommand{\what}{\widehat{\wvec}}\) \(\newcommand{\Sighat}{\widehat{\Sigma}}\) \(\newcommand{\lt}{<}\) \(\newcommand{\gt}{>}\) \(\newcommand{\amp}{&}\) \(\definecolor{fillinmathshade}{gray}{0.9}\)- فرضیه های نظریه سینتیک - مولکولی را بیان کنید
- از فرضیه های این نظریه برای توضیح قوانین گاز استفاده کنید
قوانین گازی که تا این لحظه دیدهایم و همچنین معادلهٔ گاز ایدهآل، تجربی هستند، یعنی از مشاهدات تجربی به دست آمدهاند. اشکال ریاضی این قوانین به طور دقیق رفتار ماکروسکوپی اکثر گازها را در فشار کمتر از حدود 1 یا 2 اتمسفر توصیف می کند. اگرچه قوانین گازها روابطی را توصیف می کنند که توسط بسیاری از آزمایش ها تأیید شده اند، اما آنها به ما نمی گویند که چرا گازها از این روابط پیروی می کنند.
نظریه مولکولی جنبشی (KMT) یک مدل میکروسکوپی ساده است که به طور موثر قوانین گاز توصیف شده در ماژول های قبلی این فصل را توضیح می دهد. این نظریه بر اساس پنج فرضیه زیر است که در اینجا شرح داده شده است. (توجه: اصطلاح «مولکول» برای اشاره به گونه های شیمیایی فردی که گاز را تشکیل می دهند استفاده می شود، اگرچه برخی از گازها از گونه های اتمی تشکیل شده اند، به عنوان مثال، گازهای نجیب.)
- گازها از مولکول هایی تشکیل شده اند که در حال حرکت مداوم هستند، در خطوط مستقیم حرکت می کنند و تنها در هنگام برخورد با مولکول های دیگر یا با دیواره های یک ظرف تغییر جهت می دهند.
- مولکول های تشکیل دهنده گاز در مقایسه با فاصله بین آنها بسیار ناچیز هستند.
- فشار اعمال شده توسط یک گاز در یک ظرف ناشی از برخورد بین مولکول های گاز و دیواره های ظرف است.
- مولکول های گاز هیچ نیروی جاذبه یا دافعه ای به یکدیگر یا دیواره های ظرف وارد نمی کنند. بنابراین، برخورد آنها الاستیک است (شامل از دست دادن انرژی نیست).
- متوسط انرژی جنبشی مولکول های گاز متناسب با دمای کلوین گاز است.
آزمایش KMT و فرضیه های آن توانایی آن در توضیح و توصیف رفتار یک گاز است. قوانین مختلف گاز را می توان از مفروضات KMT مشتق کرد، که شیمی دانان را به این باور رسانده است که مفروضات نظریه به طور دقیق خواص مولکول های گاز را نشان می دهد. ما ابتدا به قوانین گاز فردی (قوانین بویل، چارلز، آمونتونز، آووگادرو و دالتون) به صورت مفهومی نگاه خواهیم کرد تا ببینیم KMT چگونه آنها را توضیح می دهد. سپس، روابط بین جرم مولکولی، سرعت و انرژی جنبشی را با دما با دقت بیشتری بررسی خواهیم کرد و قانون گراهام را توضیح خواهیم داد.
نظریه سینتیک- مولکولی رفتار گازها را توضیح می دهد، قسمت اول
با یادآوری اینکه فشار گاز توسط مولکول های گازی که به سرعت در حال حرکت هستند اعمال می شود و مستقیماً به تعداد مولکول هایی که در واحد سطح دیواره در واحد زمان برخورد می کنند بستگی دارد، می بینیم که KMT به طور مفهومی رفتار یک گاز را به صورت زیر توضیح می دهد:
- قانون آمونتن اگر دما افزایش یابد، سرعت متوسط و انرژی جنبشی مولکول های گاز افزایش می یابد. اگر حجم ثابت نگه داشته شود، افزایش سرعت مولکول های گاز منجر به برخورد مکرر و شدیدتر با دیواره های ظرف می شود، بنابراین فشار افزایش می یابد (شکل\(\PageIndex{1}\)).
- قانون چارلز اگر دمای یک گاز افزایش یابد، فشار ثابت ممکن است تنها در صورتی حفظ شود که حجم اشغال شده توسط گاز افزایش یابد. این امر منجر به مسافت های متوسط بیشتری می شود که مولکول ها برای رسیدن به دیواره های ظرف طی می کنند و همچنین سطح دیواره افزایش می یابد. این شرایط هم فرکانس برخوردهای دیواره مولکولی و هم تعداد برخوردها در واحد سطح را کاهش می دهد که اثرات ترکیبی آنها اثر افزایش نیروهای برخورد را به دلیل انرژی جنبشی بیشتر در دمای بالاتر متعادل می کند.
- قانون بویل اگر حجم گاز مقدار معینی از گاز در دمای معین کاهش یابد (یعنی اگر گاز فشرده شود) مولکولها در معرض کاهش سطح دیواره ظرف قرار خواهند گرفت. بنابراین برخورد با دیواره ظرف بیشتر اتفاق می افتد و فشار اعمال شده توسط گاز افزایش می یابد (شکل\(\PageIndex{1}\)).
- قانون آووگادرو در فشار و دمای ثابت، فرکانس و نیروی برخورد دیواره مولکول ثابت است. در چنین شرایطی، افزایش تعداد مولکول های گازی نیاز به افزایش متناسب در حجم ظرف دارد تا بتواند تعداد برخوردها در واحد سطح را کاهش دهد تا فرکانس افزایش برخوردها را جبران کند (شکل). \(\PageIndex{1}\)
- قانون دالتون به دلیل فاصله زیاد بین آنها، مولکول های یک گاز در یک مخلوط، دیواره های ظرف را با همان فرکانس بمباران می کنند، چه گازهای دیگر وجود داشته باشند و چه نباشند، و فشار کل یک مخلوط گاز برابر است با مجموع فشارهای (جزئی) گازهای منفرد.
سرعت مولکولی و انرژی جنبشی
بحث قبلی نشان داد که KMT به طور کیفی رفتارهای توصیف شده توسط قوانین مختلف گاز را توضیح می دهد. فرضیه های این نظریه را می توان در یک روش کمی تر برای استخراج این قوانین فردی به کار برد. برای انجام این کار، ابتدا باید به سرعت و انرژی جنبشی مولکول های گاز و دمای یک نمونه گاز نگاه کنیم.
در یک نمونه گاز، مولکولهای منفرد سرعتهای بسیار متفاوتی دارند؛ با این حال، به دلیل تعداد زیاد مولکولها و برخوردهای درگیر، توزیع سرعت مولکولی و سرعت متوسط ثابت هستند. این توزیع سرعت مولکولی به عنوان توزیع ماکسول-بولتزمن شناخته می شود و تعداد نسبی مولکول ها را در یک نمونه فله ای از گاز که دارای سرعت معینی است نشان می دهد (شکل). \(\PageIndex{2}\)
انرژی جنبشی (KE) یک ذره جرم (\(m\)) و سرعت (\(u\)) به صورت زیر بدست می آید:
\[KE =\frac{1}{2} m u^2 \nonumber \]
بیان جرم بر حسب کیلوگرم و سرعت بر حسب متر در ثانیه، مقادیر انرژی را بر حسب واحد ژول به دست می آورد (J = kg m 2 s —2). برای مقابله با تعداد زیادی مولکول گاز، ما از میانگین برای هر دو سرعت و انرژی جنبشی استفاده می کنیم. در KMT، ریشه میانگین مربع سرعت یک ذره، u rms، به عنوان ریشه مربع میانگین مربعات سرعت با n = تعداد ذرات تعریف می شود:
\[u_{ rms }=\sqrt{\overline{\overline{u^2}}}=\sqrt{\frac{u_1^2+u_2^2+u_3^2+u_4^2+\ldots}{n}} \nonumber \]
میانگین انرژی جنبشی برای یک مول از ذرات، KE avg، برابر است با:
\[KE_{ avg }=\frac{1}{2} M u_{ rms }^2 \nonumber \]
که در آن M جرم مولی بیان شده در واحد kg/mol است. میانگین KE یک مول از مولکول های گاز نیز به طور مستقیم با دمای گاز متناسب است و ممکن است با معادله زیر توصیف شود:
\[KE_{ avg }=\frac{3}{2} R T \nonumber \]
که در آن R ثابت گاز و T دمای کلوین است. هنگامی که در این معادله استفاده می شود، شکل مناسب ثابت گاز 8.314 J/molK (8.314 کیلوگرم متر مربع ثانیه - 2 مول -1 K -1) است. این دو معادله جداگانه برای KE avg ممکن است ترکیب شده و دوباره مرتب شوند تا رابطه ای بین سرعت مولکولی و دما ایجاد شود:
\[\frac{1}{2} M u_{ rms }^2=\frac{3}{2} R T \nonumber \]
با
\[u_{ rms }=\sqrt{\frac{3 R T}{M}} \nonumber \]
سرعت ریشه میانگین مربع را برای یک مولکول نیتروژن در دمای 30 درجه سانتیگراد محاسبه کنید.
راه حل
درجه حرارت را به کلوین تبدیل کنید:
\[30^{\circ} C +273=303 K \nonumber \]
توده مولر نیتروژن را در کیلوگرم تعیین کنید:
\[\frac{28.0 ~ \cancel{\text{g}}} }{1 ~\text{mol} } \times \frac{1~\text{kg} }{1000 ~ \cancel{\text{g}}}=0.028~ \text{kg/mol} \nonumber \]
متغیرها و ثابت ها را در معادله سرعت ریشه میانگین مربع جایگزین کنید، جول را با معادل kg m 2 s-2 جایگزین کنید:
\[u_{ rms }=\sqrt{\frac{3 R T}{M}} \nonumber \]
\[u_{ rms }=\sqrt{\frac{3(8.314 J / mol K )(303 K )}{(0.028 kg / mol )}}=\sqrt{2.70 \times 10^5 m^2 s^{-2}}=519 m / s \nonumber \]
سرعت ریشه میانگین مربع را برای یک مول مولکول اکسیژن در دمای 23- درجه سانتیگراد محاسبه کنید.
- پاسخ
-
441 متر بر ثانیه
اگر دمای یک گاز افزایش یابد، میانگین KE آن افزایش می یابد، مولکول های بیشتری سرعت بیشتری دارند و مولکول های کمتری سرعت کمتری دارند و توزیع به طور کلی به سمت سرعت های بالاتر تغییر می کند، یعنی به سمت راست. اگر دما کاهش یابد، میانگین KE کاهش می یابد، مولکول های بیشتری سرعت کمتری دارند و مولکول های کمتری سرعت بیشتری دارند و توزیع به سمت سرعت های پایین تر به طور کلی، یعنی به سمت چپ تغییر می کند. این رفتار برای گاز نیتروژن در شکل نشان داده شده \(\PageIndex{3}\) است.
در یک دمای معین، تمام گازها دارای میانگین KE یکسان برای مولکول های خود هستند. گازهای تشکیل شده از مولکول های سبک تر دارای ذرات با سرعت بالا و rms u بالاتر هستند، با توزیع سرعت که در سرعت های نسبتا بالاتر به اوج می رسد. گازهایی که از مولکول های سنگین تر تشکیل شده اند دارای ذرات کم سرعت تر، u rms پایین تر و توزیع سرعت هستند که در سرعت های نسبتا پایین تر به اوج خود می رسند. این روند توسط داده ها برای یک سری از گازهای نجیب نشان داده شده در شکل نشان داده شده \(\PageIndex{4}\) است.
از شبیهساز گازی ممکن است برای بررسی تأثیر دما بر سرعتهای مولکولی استفاده شود. «هیستوگرام انرژی» (توزیع سرعت مولکولی) و «اطلاعات گونه» (که مقادیر سرعت متوسط را می دهد) شبیه ساز را برای مولکول های توده های مختلف در دماهای مختلف بررسی کنید.
نظریه سینتیک- مولکولی رفتار گازها را توضیح می دهد، قسمت دوم
طبق قانون گراهام، مولکول های یک گاز در حال حرکت سریع هستند و مولکول ها خود کوچک هستند. فاصله متوسط بین مولکول های یک گاز در مقایسه با اندازه مولکول ها زیاد است. به عنوان یک نتیجه، مولکول های گاز می توانند به راحتی از کنار یکدیگر عبور کنند و با سرعت نسبتا سریع منتشر شوند.
میزان افیوژن یک گاز به طور مستقیم به سرعت (متوسط) مولکول های آن بستگی دارد:
\[\text { effusion rate } \propto u_{\text {rms }} \nonumber \]
با استفاده از این رابطه و معادله مربوط به سرعت مولکولی به جرم، قانون گراهام را می توان به راحتی به دست آورد، همانطور که در اینجا نشان داده شده است:
\[u_{ rms }=\sqrt{\frac{3 R T}{M}} \nonumber \]
\[M=\frac{3 R T}{u_{ rms }^2}=\frac{3 R T}{\bar{u}^2} \nonumber \]
\[\frac{\text { effusion rate } A }{\text { effusion rate } B }=\frac{u_{ rms A }}{u_{ rms B }}=\frac{\sqrt{\frac{3 R T}{M_{ A }}}}{\sqrt{\frac{3 R T}{M_{ B }}}}=\sqrt{\frac{M_{ B }}{M_{ A }}} \nonumber \]
بنابراین نسبت نرخ افیوژن به طور معکوس با نسبت ریشه های مربعی توده های آنها متناسب است. این همان رابطه ای است که به صورت تجربی مشاهده شده و به عنوان قانون گراهام بیان شده است.


